تیم ملی المپیاد ریاضی ایران

سفرنامه تیم ملی المپیاد ریاضی ایران در مسابقات بین‌المللی و بحث در مورد المپیاد ریاضی در ایران

تیم ملی المپیاد ریاضی ایران

سفرنامه تیم ملی المپیاد ریاضی ایران در مسابقات بین‌المللی و بحث در مورد المپیاد ریاضی در ایران

امروز سه‌شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۷، بعد از ظهر، گروه اول سرپرستان تیم ملی المپیاد ریاضی شامل دکتر امید حاتمی، لیدر و مرتضی ثقفیان، ناظر A به فرودگاه امام خمینی (ره) رفتند تا از آن‌جا به استانبول و سپس شهر کلوج در کشور رومانی، محل برگزاری پنجاه و نهمین المپیاد بین‌المللی ریاضی بروند.

قصه‌هایی البته هست که بعداً خواهم گفت...

۱۲ تیر سال‌گرد یکی از صدها جنایت آمریکاست. من هر بار نماهنگ زیر را می‌بینم، موی تنم سیخ می‌شود:

نماهنگ «ایستاده‌ایم ۲» روایتی از ماجرای تلخ سقوط هواپیمای پرواز ۶۵۵ در خلیج فارس و حضور ناوهای آمریکایی در منطقه همراه با داستان گروهی جوان انقلابی است که در حاشیه یک روز گرم در خلیج فارس دست به کاری خارق‌العاده می‌زنند.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۱۲
امید نقشینه ارجمند

نظرات  (۱۵)

با آرزوی موفقیت برای تیم اعزامی و البته پست های بیشتر مرتبط به موضوع از سوی شما. هم اکنون که تریبون المپیاد دست شماست ما منتظر پیامهای مرتبط به المپیاد هستیم. چقدر خوب میشه اگه مطالب متفرقة رو در یه وبلاگ شخصی پست کنید و برای گروه های المپیاد ریاضی إرسال نفرمایید. خسته نباشین و موفق باشید. 
پاسخ:
سلام.
این مطالب که به نظر شما متفرقه و نامرتبط است، از نظر من مرتبط است و به‌طور جدی با کلمه "ملی" و "ایران" در عنوان "تیم ملی المپیاد ریاضی ایران" پیوند می‌خورد.
فعالیت المپیادی که صرفا برای رشد فردی، رسیدن به معافیت کنکور و جوایز و... یا ارضاء حس لذت از حل مساله و فارغ از نگاه ملی باشد، ربطی به این‌جا ندارد.
اگر کسی تحمل وجود چند خط از این نوع حقایق را ندارد، در حالی‌که می‌تواند آن را نخواند، باید به دنبال کشف مشکلی در خود باشد.
۱۴ تیر ۹۷ ، ۰۳:۴۸ بنده ی خدا
ملاکی که تعریف کردید برای چیزی که بخواد مرتبط تلقی بشه اححححیانا یییییه مقداری کلی نیست ؟؟؟
در هر حال جالبه که می فرمایید "قصه‌هایی البته هست که بعداً خواهم گفت..."
و همه میدونیم که این قصه ها چیه ... 
در عین حال از نماهنگی حمایت میکنید(که به نظر من جوکی بیش نیست) و یه سرچ توی گوگل نشون میده که به گفته ی خود افراد سازندش دو سال وقت گرفته و هزینه رو هم نمیان شفاف سازی کنند میدونید چرا؟ چون در حدود صدها میلیون تومن هست ...(عددی که گفته میشه :1 میلیارد و 200 میلیون تومن) اینقدر هزینه کردن در حالی که همون پول رو میدادن برای آبادانی همون خطه ای که الان اوضاعش نابسامانه نتیجه ی خیلی بهتری گرقته میشد...

حالا المپیاد بدبخت این مملکت بدبخت باید گیر چند میلیون تومن باشه که حقوق یه سال عقب مونده مدرسین رو بده ...
 و حتی رییس اون کمیته هم مشکلات رو میخواد بگه میگه "...بعدا خواهم گقت" و من نمیدونم مگه دیگه چیزی برای از دست دادن هست که آدم نخواد فریاد بزنه... حداقل فشار "توییتری" که میتونید بیارید که بلللکه رسانه ای بشه آبرو بره تا مسوولین (شاید) یه کاری کنند  ؟!
پاسخ:
سلام.
ملاک من کلی باشد یا نباشد، چه ربطی به شما دارد که من این‌جا چه می‌نویسم؟ اگر کلی بودن بد است، اسم خودتان را درست بنویسید؛ شما "بنده ی خدا" هستید؟! اسم ندارید یا جرات ندارید جایی که نظر می‌دهید خودتان را معرفی کنید؟
قصه‌هایی هم قرار است بعدا بگویم ربطی به آن‌چه شما فرموده‌اید ندارد و موضوع‌ش اتفاقاتی است که برای سفر سرپرستان ما رخ داد و بعید می‌دانم شما از آن‌ها اطلاع داشته باشید.
این‌که من از نماهنگی حمایت بکنم یا نکنم به خودم مربوط است ولی می‌فهمم که چرا عده‌ای تا کاری اندکی با روحیه غرب‌پرستی آن‌ها نخواند یا برای‌ش دروغ و شایعه می‌سازند یا هر دروغ و شایعه‌ای را نشر می‌دهند.
دکتر نقشینه از پاسخ شما ممنونم. در مورد بخش آخر نظرتون باید تاکید کنم که من بسیار علاقه دارم که اخبار مرتبط به این جوونای عزیز و بااستعداد رو دنبال کنم. و اینکه عرض کردم نظرات شخصی غیر مرتبط با موضوع شما رو بی ارتباط با المپیاد میدانم دلیل کافی نیست که مرا به داشتن مشکل درونی متهم کنید.

در هر صورت بر همه مشخص است که نفع شخصی این مطالب غیر المپیادی برای رشد فردی شما در ساختار اداری چیست. کاش خودخواهی را کنار گذاشته و به مطالب المپیادی مفید اکتفا میکردید و به رسالت خود بازمیگشتید. یا اینکه حداقل نظر جامعه المپیادی را در قالب یک نظرسنجی ملاک قرار میدادید تا ببینید اکثریت این مطالب را (از تریبون المپیاد و نه یک بلاگ شخصی یا توییتر) مرتبط میدانند یا خیر.

به هر صورت از زحمات شما متشکرم و آرزوی موفقیت برای تیم کشور عزیزمان دارم.
پاسخ:
خانم یا آقای "میلاد"، سلام.
"رشد فردی در ساختار اداری"؟! به نظر می‌رسد این‌که تلویحا گفتم شما باید مشکلی در خود را جست‌وجو کنید عصبانی‌تان کرده است وگرنه چرا فکر می‌کنید یاد کردن از جنایت آمریکا در کشتن چندصد نفر مسافر هواپیمای ایران به درد رشد فردی در ساختار اداری (کدام اداره؟!) می‌خورد؟ چرا اگر فرضا کسی با چنین چیزی در ساختار اداری رشد کند شما لج‌تان می‌گیرد؟ و چرا وقتی مشخص است که این موضوع را ناپسند می‌دانید بی‌هیچ دلیلی به دیگری تهمت می‌زنید.
ظاهرا توانایی درک یک موضوع ساده را ندارید؛ این یک وب‌لاگ شخصی است نه یک سایت دولتی یا هر چیزی که بیت‌المال محسوب شود. من همان‌قدر که حق دارم عنوان وب‌لاگم را انتخاب کنم، حق دارم در مورد محتوای آن هم تصمیم بگیرم. چیزی غیر از قوانین و شرع و عقل و ضوابط فضای رایگان "سایت بیان"، من را محدود نمی‌کند. سلیقه دوستان و کسانی که این‌جا اظهار نظر می‌کنند را هم هر چه‌قدر صلاح بدانم لحاظ می‌کنم. 
این‌که امثال شما به خود اجازه می‌دهد که طلب‌کارانه حرف بزند یا ناشی از نادانی است یا ناشی از این‌که فرهنگ بی‌هویت‌ها در فضای مجازی چنین اقتضا می‌کند.
شما اگر تحمل مطالب این وب‌لاگ را ندارید، آزاد هستید که آن را نخوانید.
۱۴ تیر ۹۷ ، ۱۲:۲۹ محمد جواد شعبانی
با سلام خدمت جناب نقشینه و دوستان
من تعجب میکنم از دوستانی که بابت چند سطر دفاع از ظلم هم برآشفته میشند. این متنی که آقای نقشینه در ادامه‌ی پیامشون فرستادند شبیه یه دقیقه سکوت مثلا اول یه مسابقه‌ی فوتباله برای از بین رفتن عده‌ای در زلزله!! هر چند در اون حادثه ظلمی اتفاق نیفتاده ولی در این مورد ظلمی آشکار به وقوع پیوسته.
بگذریم.
بنده هم از خدا برای تمامی دوستان اعزامی و دست اندرکاران طلب موفقیت میکنم.
همچنین برای همه بچه‌هایی که سعی کردند توی تیم باشند و قسمت نشد :))
خدا قوت
پاسخ:
سلام.
شاید برخی آن‌قدر شیفته آمریکا هستند که تحمل کوچک‌ترین بدگویی را ندارند و از ذکر جنایت‌های محبوبشان برآشفته می‌شوند.
۱۴ تیر ۹۷ ، ۱۲:۴۷ محمد جواد شعبانی
ببخشید پیام بالا رو که خوندم، دیدم نمیتونم حرفی راجع بهش نزنم.
آقا میلاد!
ابتدا این رو توصیه کنم که فکر کن به این سوال که آیا اگر همه‌ی مردم بگن زمین صافه،‌ زمین صاف میشه؟ نه! پس نظر مردم رو برای خودت محترم بشمار ولی لزوما قبول نکن!
دوما ظلم ستیزی و دفاع از مظلوم در ذات و فطرت انسانه! فکر نکنم کسی روی این حرفی داشته باشه. حرف آقای نقشینه این بود که اگر فکر میکنی این موضوع در وجودت کمی گرد و غبار گرفته که به دفاع از مظلوم داری خرده میگیری،‌ یه بار بشین تمیزش کن.
سوما،‌ هرچیزی که به ذهن میرسه نباید به زبان آورده بشه. درمورد رشد فردی و ... شما از اطرافیان دکتر حق‌جویانه(!) در مورد شخصیت ایشون سوال کن،‌ تا متوجه حرفی که نابجا تایپ شد بشی.

خلاصه خودم و شما رو به نگهداری زبان توصیه میکنم.
واقعا نمی فهمم مشکل این دوستمون چیه این وبلاگ شش ماه یه بار یه پست میاد توش هر پنج تا پست یه بار هم دو خط مطلب به زعم ایشون نامرتبط نوشته می شه میزان مطلب نا مرتبطی که ایشون مستقیم و غیر مستقیم باعث نوشته شدنش در وبلاگ شدن از چند سال مطلبی که اقای نقشینه می خواست بنویسه بیشتره
با آرزوی موفقیت برای تیم ایران.
خیلی خوب شد که شما از حادثه ی خلیج فارس یاد کردید.
پاسخ:
از توجه شما ممنونم.
۱۴ تیر ۹۷ ، ۱۹:۱۵ المپیادی سابق شایان
سلام و عرض خسته نباشید
با تشکر از تمام زحماتی که برای المپیاد می‌کشید لازم دونستم نکته‌ای را عرض کنم
اگر احساس میکنید در جبهه مظلومان میجنگید و پستی مرتبط با “ملی” و “ایران” گذاشتید شاید بهتر بود روایتی از مردمانی که در جنگ برای ایران خون دادن و امروز از آب هم محروم هستند و جواب اعتراضاتشان را با گلوله میدهند میگذاشتید 
یا روایتی از مردمان غیور سیستانی که از حداقل امکانات زندگی محروم اند
یا شاید روایتی از مسئولانی که زیر بار فشار ها و تحریم ها و مشکلات اقتصادی که نفس قشر متوسط و ضعیف جامعه رو بریده مردم را دعوت به تحمل و مبارزه میکنند در شرایطی که خودشان در اوج رفاه هستند و مردم باید تاوان ماجراجویی های به اصطلاح “حق طلبانه” آقایان رو بدهند.
پاسخ:
سلام.
من متاسفانه در جبهه مظلومان نمی‌جنگم، فقط می‌خواهم از جمله ظالمان نباشم و شمرده نشوم. شما اگر فکر می‌کنید حرف‌های دیگری به‌تر است گفته شود، مگر خودتان ناتوان هستید؟ یک وب‌لاگ شخصی یا کانال یا... راه بیندازید و حرف به‌تر را بزنید. مطمئن باشید من مزاحم شما نخواهم شد و اگر حرف‌های‌تان حرف حساب باشد از شما حمایت هم خواهم کرد.
ولی شما هم حواستان باشد که جزء جماعتی نشوید که وقتی مردم به حج و عتبات می‌روند یا برای امام حسین (علیه السلام) مراسم برگزار می‌کنند، فریاد می‌زنند که چرا به داد فقرا نمی‌رسید ولی وقتی صحبت از سفر آنتالیا و... می‌شود مدافع آزادی فردی می‌شوند!
این را به آقا یا خانم "میلاد" هم گفتم که این وب‌لاگ نه از اموال دولتی است و نه بخشی از بیت‌المال و من همان‌طور که در مورد عنوانش تصمیم گرفته‌ام، در مورد محتوای آن هم تصمیم می‌گیرم. درخواست و پیش‌نهاد را می‌خوانم ولی بیش از آن را نمی‌پسندم.
۱۴ تیر ۹۷ ، ۱۹:۲۶ المپیادی سابق شایان
ادامه :
بنده هم با شما هم نظرم که امریکا و دیگر قدرت های جهانی ظلم بزرگی به ما و بسیاری از کشور ها کردند و میکنند ولی انچه در این سال ها به چشم دیده ام و گاها با گوشت و استخوان حس کرده ام این است که ما با مشکلات به مراتب بزرگتری از امریکا مواجه هستیم و ان هم افرادی است که سرمایه و استعداد های کشور را به تاراج برده اند و بی مسئولیتی ها و بی کفایتی هایشان را به گردن امریکا و اسراییل انداخته اند و از سو استفاده کردن از باور های اسلامی مردم در این مسیر ابایی نداشته اند
افسوس من از این است که پدر من با چه شعار هایی انقلاب کرد و  حکومت قبلی را به چه فساد هایی متهم کرد ولی پسرش امروز به چشم میبیند که چه فساد هایی که در زیر پوست  شهر و حکومت در جریان نیست و با گذشت چهل سال میبینیم که چه بسا انقلاب ما در بسیاری از زمینه ها با شکست مواجه شده است
پاسخ:
این‌ها قضاوت‌ها و نظرات شماست و اگر به نظرتان ارزش‌مند و گفتنی است، شما هم مثل من وب‌لاگی بزنید و حرف‌تان را بنویسید ولی این‌که توقع دارید من هم مثل شما فکر کنم و حرف‌های شما را بزنم، منطقی نیست.
من به این چهل سالی که شما با تحقیر نگاه می‌کنید با افتخار نگاه می‌کنم. مشکلات و درد و رنج‌ها و انحراف‌ها را هم فکر می‌کنم به‌تر از شما می‌دانم و شناخت‌م از حکومت پهلوی‌ها هم صرفا متکی به "اتهام"ها نیست بلکه متکی به دلایل است. همین افتخار برای نسلی که انقلاب کرد بس که خودمان بر خودمان حاکم شدیم، نه این‌که شاه مملکتمان را انگلیس و آمریکا بیاورند و ببرند و نوکر و حرف‌گوش‌کن سفیر باشد. این حد ار افتخار را بی‌دین‌ها هم باید بفهمند. افتخار نسلی که دفاع مقدس را در پرونده‌اش دارد که روشن است. ان شاءالله نسل ما هم کاری کنند که بتواند سرش را بلند کند.

حالا اگر شما حکومت پهلوی‌ها را به جمهوری اسلامی یا هر چه که الان هست ترجیح می‌دهید، سلیقه شماست.
۱۴ تیر ۹۷ ، ۲۱:۰۷ بنده ی خدا
مشکل به هیچ وجه یاد کردن از حادثه نیست که صد در صد هم من موافقم برای هر مناسبت مهمی یه حرفی زده بشه. در مورد این قضیه من مشکلم با دلیل بسیییییار کلی ای بود که ایشون آورد! 

بیشتر پیغام من در مورد اون جمله ی "مشکلاتی هم هست که بعدا خواهم گفت ..." ... و اون توصیفم از اون نماهنگ به خاطر این بود که دقیقا حرف آقا شایان رو بزنم که در حدود میلیارد صرف ساختن یه نماهنگ 8 دقیقه ای میشه بعد از اونور باشگاه گیر چند میلیونه ... بحث سر این نیست که اون چیزی که نماهنگ در موردش بود رو کوچیک کنم بلکه اینکه خود اون نماهنگ و طربقه ی ساختش بیشتر یه نمادی از فساده و توهین به همون شهیدان و فداکاری هایی که خیلی ها در زمان جنگ انجام دادند ...

و تهش هم گقتم این همه مشکلات رو اگر یک بار رسانه ای میکردید شاید برخی از مشکلات حل میشد ...البته با این اوضاع الان مملکت که فکر نکنم حتی اینم جواب بده!
پاسخ:
سلام.
در ذیل پیام قبلی نوشته‌ام که عبارت "قصه‌هایی البته هست که بعداً خواهم گفت..." ربطی به مشکلاتی که شما حدس زده‌اید ندارد. البته شما الان آن جمله را داخل گیومه آورده‌اید ولی تغییرش داده‌اید! من کی گفتم "مشکلات"؟!

شما اگر در مورد جنایت آمریکا در سرنگونی ایرباس ایران فیلم یا نماهنگ به‌تری سراغ دارید معرفی کنید تا معلوم شود واقعا مثل برخی محتوا مشکل شما نیست. البته به نظر من این نماهنگ عالی است و نقدهای ظاهرا محتوای که در اینترنت دیدم، ریشه‌اش عقده‌هایی است که خیلی هم پنهان نیست. حق‌الزحمه‌ای که گرفته‌اند حلال‌شان باد. شرم‌آور آن‌هایی هستند که فیلم‌های "جشن‌واره‌ای" می‌سازند و برای گرفتن جایزه و تشویق غربی‌ها، یک روز ملت خود را عقب‌مانده و وحشی معرفی می‌کنند، یک روز دروغ‌گو و ریاکار و یک روز آن‌چه خداوند آن را فحشا خوانده "فروشندگی" می‌نامند و بدبخت آن کسانی که برایشان جیغ و کف و هورا می‌کشند.

در مورد رسانه‌ای کردن یا نکردن مشکلات باش‌گاه هم، موضوع ربطی به این یادداشت ندارد. اگر از جمله طلب‌کاران باش‌گاه هستید حق و حقوق خودتان را مستقیما و با اسم خودتان بخواهید و مسائل بی‌ربط را وسط نکشید. اگر عشق رسانه‌ای کردن هستید، خودتان اقدام کنید.
تشکر از همه دوستانی که نظراتشونو ابراز کردند. من احتیاج میدونم توضیح بدم که نظر من هنوز یه فرق کوچیک با بقیه منتقدان داره. بنده خیلی خوشحالم که دکتر نقشینه دوست دارند نظرات حقجویانه خود را با بقیه در میان بگذارند فقط از استفاده از وبلاگ المپیاد به عنوان رییس کمیته ملی انتقاد داشتم. 

صرف ارتباط "ملی" بودن یک مساله کافی نیست. همانگونه که صحبت از تاکتیک تیم ملی فوتبال در جام جهانی یا سیاستهای دولت فعلی در مساله ارز نامرتبط به موضوع المپیاد هستند. به هیچ وجه این مساله را کم اهمیت نمیدانم فقط نامرتبط میدانم. 

فقط خواستم یادآور شوم که مخاطبان آگاه و هوشمند این وبلاگ میتوانند این عدم ارتباط را ببینند و علت آن را حدس بزنند. نوشتن نظراتتان در بک وبلاگ شخصی خوب است ولی ارسال آن به گروه های ریاضی نه. 

برای بار سوم از همه زحماتی که برای ریاضیات کشورمان میکشید از شما تشکر میکنم جناب دکتر نقشینه. 
پاسخ:
سلام.
بالاتر جواب شما را داده‌ام. این یک وب‌لاگ شخصی است و مالک آن در مورد عنوان و محتوای‌ش تصمیم گرفته و می‌گیرد. کسی شما را مجبور نمی‌کند که مطالب آن را بخوانید.
از این‌که از زحمات من هم تشکر کردید، تشکر می‌کنم.
« من همان‌قدر که حق دارم عنوان وب‌لاگم را انتخاب کنم، حق دارم در مورد محتوای آن هم تصمیم بگیرم.ٍِ»

۱۰۰ در صد درست میفرمایید جناب دکتر نقشینه. آیا پسندیده است من هم یک وبلاگ شخصی درست کنم و محتوای هر پست آن را به گروه جندصد نفره المپیاد ریاضی ارسال کنم؟ اعضای این گروه یک علاقه مشترک دارند و آن المپیاد ریاضی است. نه شنیدن نظرات شخصی شما در وبلاگ شخصی شما. 

از شما به عنوان رییس کمیته المپیاد انتظار میرود انتقادپذیرتر باشید. یک مطلب نامربوط دیگر که فرمودید این بود که این نظر بنده را به شیفتگی آمریکا نسبت دادید در صورتی که من تاکیید کردم به نامربوط بودن محتوا انتقاد داشتم.

قرار نیست من شما را متقاعد کنم یا شما مرا متقاعد کنید. لطفا انتقاد را بشنوید و اینقدر بیدلیل به دوستان خود نتازید. ممنونم.
پاسخ:
آن گروه چند صد نفره المپیاد ریاضی که شما عضوش هستید را هم جسارتا حقیر ساخته‌ام و آن هم به لحاظ حق و حقوق حکم همین وب‌لاگ را دارد که خوش‌بختانه شما هم به این حق اعتراف کردید.

اعضای آن گروه همه ایرانی هم هستند و این هم وجه اشتراک دیگری است. آن‌ها انسان هم هستند و ان شاءالله انسانیت خود را حفظ هم کرده‌اند. این هم یک وجه اشتراک است. پس من صلاح می‌دانم این مطالب را این‌جا بنویسم و آن گروه را هم به خواندن‌ش دعوت کنم. هر کس نمی‌خواهد می‌تواند نخواند. مشکل شما اگر آن که من گفتم نیست، پس چیست؟ اگر ترک گوگل‌گروه را بلد نیستید، بگوئید تا یک نفر به شما آن را بیاموزد.

نگران انتقادپذیری من نباشید که شاهد اثبات‌ش همین جا حاضر است. من به عنوان رئیس کمیته علمی المپیاد ریاضی و با اسم خودم مطلب می‌نویسم. شما به چه عنوانی و با چه نامی تهمت می‌زنید و وقت من را بابت خواسته‌های بی‌فایده خود تلف می‌کنید؟

هنوز عبارت بالایی شما مد نظرم هست:

"بر همه مشخص است که نفع شخصی این مطالب غیر المپیادی برای رشد فردی شما در ساختار اداری چیست. کاش خودخواهی را کنار گذاشته..."

که البته خلاف واقع بودن‌ش ثابت شد زیرا دست‌کم آقای محمد جواد شعبانی، حرف شما را رد کردند، پس حتی اگر من این مطالب را به تصور شما برای منافع شخصی در ساختار اداری می‌نویسم، این موضوع "بر همه مشخص نیست"! البته تهمت شما سر جای‌ش هست.

حرف آخر این‌که حریم خود را بشناسید تا طلب‌کارانه پا در حریم دیگران نگذارید و کسی به شما نتازد.

موفق باشید.
۱۵ تیر ۹۷ ، ۱۰:۰۳ بنده ی خدا
والا هیچ وقت فکر نمی کردم این سایت شخصی باشه هر چند به نظر میاد با اینکه یه مقداری تیتر سایت حالت رسمی داره ولی اون بالا که نوشتید درباره ی "من" رو باید بیشتر بهش توجه میکردم. در این صورت که اصلا دیگه شخصیه هر چی میخواین هم طبیعتا میتونید بنویسید (حتی در غیر اینصورت هم، موضع من توی پیام قبلیم هست و من با صرف یادآوری واقعه مشکلی نداشتم و از جنایت هیچ محبوبی هم حمایت نمیکنم)...
در مورد مثالم هم و حرفایی که در مورد اون نماهنگ زدم، از مصاحبه ی گروه سازنده با خبرگزاری تسنیم (فکر نمیکنم تسنیم ضد نظام و عقده ای علیه نظام داشته باشه!) گرفتم که فکککر کنم خودتون هم خیلی خوشتون نمیاد که شقاف سازی نمی کنند که چه قدر پول مصرف کردند البته هرچند حتی اگه میلیاردی یا صدها میلیون "صرف" کرده باشند(به نظر من در این حد هدر طلقی باید بشه) شما بازم میگید نوش جونشون! ولی یادمه به ما میگفتید (وقتی در مورد مشکلات مالی و کل دوره و تیم صحبت شد) که فکر میکنید نسل جدید المپیادی ها یه مقداری پر توقع شدند ... 
البته قبول دارم نسل المپیادی شما با سحتی هایی فراوانی که داشتند باز هم ترکوند ولی مراما این استاندارد دوگانه رو آدم نمیدونه چی بگه.
 طلبکار هم نیستم صرفا یه نظری اومدم بدم که این بود که بعضی موقع ها قرار نیست همه چیز راه حل خوشکل و راه های اداری داشته باشه مخصوصا توی این کشور. شاید یه مقدار راه حل های غیر متعارف جواب بده و بودجه ی سالانه ی المپیاد هم ایشالا روزی به بودجه ی اون نماهنگ 8 دقیقه ای برسه .... 
ایشالا هم شما موفق باشید هم بچه ها به آرزوهاشون برسند.
پاسخ:
سلام.

فکر می‌کنم الان تا حدی در جای‌گاه درست‌تری قرار گرفتید.

در مورد نماهنگ مصاحبه‌هایی هم که به آن اشاره کرده‌اید را دیده‌ام و اتفاقا اصلا دغدغه شفاف‌سازی این برنامه را ندارم و تخصصی هم در مورد هزینه‌های چنین محصولاتی ندارم. به شما جسارت نمی‌کنم ولی کسانی که به این نوع کارها ایراد می‌گیرند را اکثرا مغرض دیده‌ام. شرط می‌بندم همین‌جا اگر من صعود تیم ملی فوتبال را به جام جهانی تبریک می‌گفتم، از این مدافع چارچوب‌ها و ضوابط، نگران‌های عرصه بیت‌المال و مدافع حقوق محرومان، یکی اعتراض نمی‌کرد. حال آن‌که فوتبال هم ربطی به ریاضی ندارد و اتفاقا سر تا پای فوتبال به اعتراف طرف‌داران‌ش، پر از فساد سازمان‌یافته و سازمان‌نیافته است.

لذا فکر نمی‌کنم استانداردم در این مسایل دوگانه بوده باشد.

اگر می‌خواهید بودجه المپیاد را هم منصفانه محاسبه کنید باید هزینه برگزاری آزمون مرحله اول برای چند ده هزار نفر و مرحله دوم برای هزار نفر را برای هر یک از هفت المپیاد در نظر بگیرید. حمایت‌های مداوم بنیاد ملی نخبگان از برندگان مدال‌های ملی و بین‌المللی هم هزینه برای المپیاد محسوب می‌شود.

شرایط مطلوب نیست، ولی من محاسبه را درست انجام می‌دهم و سختی‌ها را هم با فداکاری المپیادی‌های قدیمی و دبیران و اساتید دل‌سوز پشت سر می‌گذاریم.

پیش‌نهاد می‌کنم این بحث را تمام کنیم و در موضوعات دیگر نظرات شما را خواهم خواند و دوستانه با هم صحبت می‌کنیم.
سلام جناب دکتر نقشیه 
متاسفانه شاهد این هستیم که نخبگان ما به دلیل کاستی هایی که در نظام جمهوری اسلامی وجود دارد، انتظار دارند جنایت هایی که علیه یک ملت انجام شده نادیده گرفته شده و دشمن دیرینه دوست نشان داده شود.
اینجا هر ساله به نحو کامل اخبار تیم ملی المپیاد ریاضی قرار میگیرد و دوستانی که مانند بنده مشتاقند از این اخبار مطلع گردند ، اندکی صبر کنند تا خبر ها برسد چرا که هنوز تیم اعزام نشده. اما چه اشکالی دارد در کنار قرار دادن خبر اعزام سرپرست های تیم،  به سالگرد ساقط کردن هواپیمای مسافربری اشاره شود؟ فکر نمیکنم هیچ ایرانی دوست داشته باشد تاریخ فراموش شود و نسل های بعدی اشتباهات گذشته را تکرار کنند. هر فردی نسبت به جایگاه خودش در برابر نقل وقایع وظیفه دارد و دکتر نقشینه در روزی که سرپرستان تیم اعزام شدند و در همان سالگرد اتفاق یود در حد مطلوب این وظیفه را به انجام رساندند و در حاشیه یک خبر از تیم ملی المپیاد اشاره ای به این موضوع انجام دادند. 
ایام به کام
پاسخ:
سلام.

شما من را به یاد خاطره‌ای از المپیاد سال ۲۰۰۱ انداختید. آن سال میزبان آمریکا بود و ما برای این‌که تیم برود زحمت زیادی متقبل شدیم.
نکته جالب این بود که تعدادی از دوستان ایرانی ما در برگزاری المپیاد مشارکت داشتند. جاوید ولیدشتی، که احتمالا او را با کتاب هندسه‌اش می‌شناسید، راه‌نمای تیم ما بود و هادی جراتی که در مقطع کارشناسی دانش‌جوی دانش‌گاه شریف بود، چون تیم ما نصیب‌ش نشده بود، راه‌نمای یکی از تیم‌های ترک‌زبان شده بود. قبل از این‌که از ایران راه بیفتیم، هادی از من خواست که برایش یک تکه پارچه سیاه ببرم!
پارچه را که برایش بردم، هادی گفت قصدش این بوده که به مناسبت جنایت آمریکا در سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران، آن را یکی دو روز به بازویش ببندد، ولی اجازه این کار به او داده نشده است.
یادم هست در بازگشت هم با تیم ملی المپیاد ریاضی ایران، یعنی من و شش نوجوان دبیرستانی، بسیار توهین‌آمیز برخورد کردند.
حالا من این‌جا، داخل مرزهای کشورم و در وب‌لاگ شخصی‌ام چه باید بکشم؟! الان هم می‌گویند حتما خودتان ریگی به کفش داشته‌اید که با شما برخورد خوبی نکرده‌اند! اصلا همان پارچه سیاه را چرا بردید؟! چرا محیط‌های علمی را آلوده سیاست و منافع گروه‌های فلان و بهمان می‌کنید؟! خیلی هم به شما لطف کردند که الان در گوانتانامو نیستید!
راستی، چرا کنار آی‌پی همه این کسانی که به این موضوع تاخته‌اند پرچم آمریکا آمده است؟ یعنی در آمریکا ساکن هستند یا از فیلترشکن استفاده می‌کنند؟ (عکس قضیه هم بی‌استثنا درست است!) باید دید دل‌شان برای کدام پرچم می‌تپد.
۱۵ تیر ۹۷ ، ۱۸:۱۱ المپیادی سابق شایان
در پاسخ به جواب اول:
از اینکه وقت گذاشتید و پیام من را خواندید و به آن پاسخ دادید بی نهایت سپاسگزارم
متاسفانه امروزه افرادی مانند شما که شهامت مورد نقد قرار گرفتن و دفاع از اعتقادات خودشان را دارند کم پیدا میشود
در مورد اینکه فرمودید چرا خودم وبلاگ نمیزنم و نظرات خود را انجا بیان نمیکنم باید عرض کنم کمی در این مورد در حق بنده نامهربانی کردید 
من جوانی دانشجو با دغدغه های ملی و مذهبی بیشمار هستم که دوست دارم مسئولان کشورم (که شامل شما هم میشود به عنوان شخصی شناخته شده و تصمیم گیر در بعضی زمینه ها من جمله سیاست های المپیاد ریاضی) اولا بیان کننده صادق مشکلات و ثانیا پاسخ گو انها باشند
اینکه گفتم ای کاش روایت های دیگری را هم مطرح میکردید به خاطر این بود که صدای شما از من بلند تر است چرا که افراد بیشتری شما را میشناسند و جایگاه ویژه تری از من دارید و صد البته در اینده اگر من هم مانند شما به جایگاهی برسم از بیان ان روایت ها کوتاهی نخواهم کرد
در مورد نصیحتی هم که کردید ممنونم
بنده در طی سال ها تحصیل اساتید زیادی داشتم و از زمانی که به یک بلوغ فکری حداقلی رسیدم سعی کردم از هر استادی که در مسیر زندگی ام قرار گرفته درسی یاد بگیرم که در ادامه مسیر زندگی روشن کننده راهم باشد 
از شما هم این را به خاطر میسپارم که بنده را نصیحت کردید که استدلال ها و عقایدم تابعی از شرایط محیطی نباشد و همواره بدون در نظر گرفتن نفع خویش استدلال کنم
لذا از این به بعد برای ازادی فردی در همه زمان ها و در همه حالت ها خواهم جنگید
برای همه ازادی همه ادیان و مذاهب و سلیقه ها و ایدئولوژی ها تا زمانی که حقوق متقابل اولیه انسانی را رعایت کنند
پاسخ:
سلام.
شایان عزیز، همین الان که شما صدای من را بلندتر می‌دانید، چه شده است؟ خود شما به من اعتراض کرده‌اید که فلانی، چرا نظرات خودت را در وب‌لاگ‌ت می‌نویسی؟! یا باید حرف نزنی، یا باید آن‌طور که من معتقدم حرف بزنی! یک نفر هم آمده و به من گفته که همه می‌دانند که تو برای ارتقای اداری، این حرف‌ها را می‌زنی! شما هم به خود زحمت نداده‌اید با شناختی که از من دارید، دست‌کم در حرف‌ش تشکیک کنید.
در مورد چند خط آخرتان، دوست دارم نکته‌ای را عرض کنم: "دفاع از آزادی همه عقاید تا زمانی که حقوق متقابل اولیه انسانی را رعایت کنند" دو سوال در پی دارد.
۱. چه‌گونه مشخص می‌شود که "حقوق متقابل اولیه انسانی" چه چیزهایی است؟ آیا جواب شما در چارچوب یک نظام فکری خاص، ایدئولوژی یا مکتب دینی تعریف می‌شود یا مستقل از این‌ها است؟ اگر اولی است کدام چارچوب و اگر دومی است، مگر ممکن است؟!
۲. چه‌گونه فهمیدید که این عمل شما، یعنی "دفاع از همه عقاید تا زمانی که حقوق اولیه انسانی را رعایت کنند" ارزش است؟ تا آن‌جایی که تصمیم گرفته‌اید "در همه زمان‌ها و همه حالت‌ها برایش بجنگید". کدام چارچوب اعتقادی شما را به این نتیجه عملی رسانده است؟ 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی