تیم ملی المپیاد ریاضی ایران

سفرنامه تیم ملی المپیاد ریاضی ایران در مسابقات بین‌المللی و بحث در مورد المپیاد ریاضی در ایران و موضوعات دیگر

تیم ملی المپیاد ریاضی ایران

سفرنامه تیم ملی المپیاد ریاضی ایران در مسابقات بین‌المللی و بحث در مورد المپیاد ریاضی در ایران و موضوعات دیگر

این وب‌لاگ یک وب‌لاگ شخصی است و موضوع اصلی آن تیم ملی المپیاد ریاضی ایران است ولی به تناسب به موضوعات دیگری نیز در آن پرداخته می‌شود.

دهم مرداد ۱۳۹۷، خبری توجه ایرانی‌های علاقه‌مند به ریاضیات را به خود جلب کرد: بعد از مرحوم میرزاخانی، که چهار سال پیش اولین ایرانی برنده مدال فیلدز بود، یک ایرانی دیگر موفق به کسب مدال فیلدز شد.

ولی این خبر بسیار پرحاشیه بود و ابهام‌های آن موجب شد که من تا امروز نتوانم چیزی در موردش بنویسم. دیروز این فرصت پیش آمد تا درباره چند مساله از جمله این ماجرا با دکتر سیاوش شهشهانی، استادی که ریاضیات ایران بسیار مدیون اوست، صحبت کنم. ایشان دیدگاه خودش را برایم گفتند. از این‌که سعید قهرمانی، ریاضی‌دان ایرانی مقیم امریکا که علاقه‌مندان نظریه احتمال نام او را شنیده‌اند، ابتدا چه‌گونه در این مورد موضع‌گیری کرد و بعد از گفت‌وگوی شخصی با درخشانی، چه‌گونه نظرش تغییر کرد، گفتند و از برخورد منفی و رودرروی برخی ریاضی‌دانان ایرانی با او و...

برخی تیترها از رسانه‌های مختلف نشان می‌دهد که ماجرا چه بوده است.

صدای آمریکا: «جایزه معادل «نوبل ریاضی» به یک کرد ایرانی پناهنده به بریتانیا رسید»
رادیو فردا: «یک ایرانیِ پناهنده به بریتانیا برندهٔ معتبرترین جایزهٔ ریاضی جهان شد»
بی‌بی‌سی فارسی: «پناهنده ایرانی برنده 'نوبل ریاضی' شد»
رادیو زمانه: «کوچر بیرکار، ریاضی‌دان پناهندهٔ کُرد ایرانی، برندهٔ بالاترین نشان علمی ریاضیات جهان شد»
ایسنا: «برادر کوچر بیرکار: برادرم نمی‌تواند به ایران بیاید»

از آن روز شاهد موضع‌گیری‌های بسیار متفاوت و متناقض هستیم: از تشویق و افتخار تا تنفر و سرزنش.

من تلاش می‌کنم در اظهار نظری که می‌کنم دو اصل را رعایت کنم؛ منصفانه و مستند باشم و آن‌جا که اطلاعات‌م ناقص است، حسن ظن داشته باشم.

در ویکی‌پدیای فارسی چنین آمده است:

"کوچَر بیرکار، که نام او سابقاً فریدون درخشانی بود، کوتاه مدتی پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷ در روستای نی در مریوان در استان کردستان ایران متولد شد. او سومین فرزند یک خانوادهٔ شش‌فرزندی است. پدرش چند کلاسی سواد دارد و مادرش هیچ‌گاه تحصیل نکرده‌است. خانوادهٔ او به کشت برنج، سبزیجات و گندم اشتغال دارند. بیرکار تحصیلاتش را تا دبیرستان در مریوان به پایان رساند. او دانشجوی سال آخر کارشناسی دانشگاه تهران بود که به انگلستان سفر کرد و در المپیاد ریاضی بین‌المللی دانشجویی در سال ۲۰۰۰ که در «یونیورسیتی کالجِ» لندن برگزار شد، موفق به دریافت جایزه سوم شد. او در آنجا در پاسخ به مشکلات سیاسی به خاطر اقلیت کُرد بودن، درخواست پناهندگی سیاسی کرد. دولت بریتانیا او را در ناتینگهام جا داد. در یک سالی که طول کشید تا پروندهٔ بیرکار از سوی دولت بررسی شود، او با اعضای هیئت علمی دانشگاه ناتینگهام ملاقات کرد و پس از پذیرشِ درخواست پناهندگی‌اش در آنجا ثبت‌نام کرد. در سال ۲۰۰۳ به عنوان آینده‌دارترین دانشجوی دکترا بورس تحصیلی جامعه ریاضیات لندن را گرفت. بیرکار در سال ۲۰۰۴ از دانشگاه ناتینگهام دکترا گرفت. او پس از پناهندگی نام خود را به کوچَر بیرکار که در زبان کردی به معنی مهاجر متفکر است تغییر داد."

من در سال ۲۰۰۰ دانش‌جوی دانش‌گاه شریف بودم. آن سال شریف هم به این مسابقات تیم فرستاد. کسری علیشاهی و مرتضی فتوحی، که اکنون عضو هیات علمی همین دانش‌گاه هستند، از اعضای تیم بودند و خاطرم هست که وقتی کسری برگشت از جمله خاطرات سفرش این بود که "یکی بچه‌های دانش‌گاه تهران جیم زد!"

کسری که دانش‌جوی سال دوم بود با نمره ۱۹۸ نفر نهم و مرتضی با نمره ۱۹۶، نفر چهاردهم مسابقات شدند و هر دو موفق به کسب جایزه اول مسابقه شدند. طبق اطلاعات سایت مسابقه، فریدون درخشانی با کسب نمره ۱۰۹، نفر ۶۲م شد و جایزه سوم را دریافت کرد.

احتمالا فرار یک دانش‌جو فشار زیادی را بر روی سرپرست تیم که می‌گویند به‌نوعی همان سرپرست تیم شریف بوده آورده و تبعاتی منفی دست‌کم برای گروه ریاضی دانش‌گاه تهران و دانش‌جویان آن داشته است.

حسی که خبرهای بالا به یک فرد خارج از ایران منتقل می‌کند، با کمی طنز، این است:

جوانی کرد از کوره‌های آدم‌سوزی رژیمی بی‌رحم (!) فرار کرده و به دامان پرمهر فرشته‌ای به نام بریتانیا پناه برده و استعدادهایش شکفته شده است. او آن‌قدر از ایران رنج و عذاب کشیده که حتی نام ایرانی‌اش را به نامی کردی تغییر داده است. او نه تنها به لحاظ علمی برجسته است که حامی انسان‌های مظلوم و زجرکشیده نیز هست.

در مقابل برخی از ایرانیان داستان را چنین می‌بینند:

کسی که در خانواده‌ای ضعیف به دنیا آمده توانسته در ایران رشد کند، در یکی از به‌ترین دانش‌گاه‌های ایران به‌رایگان تحصیل کند، بی هیچ نگاه قومیتی عضو تیم ریاضی دانش‌گاه تهران برای مسابقات جهانی شود، آن‌گاه او نمک خورده و نمک‌دان شکسته و برای پیش‌رفت شخصی خودش زیر تعهدش زده، اساتید و هم‌دانشگاهی‌هایش را به دردسر انداخته و با پناهندگی سیاسی کشورش را در چشم دیگران متهم و بدنام کرده و حتی برای دهن‌کجی به ایران نام ایرانی‌اش را به دور انداخته و در نهایت مدال فیلدز خود را به ملت کرد تقدیم کرده و هیچ نامی از ایران نبرده است!

کدام قضاوت و موضع‌گیری درست است؟

من با بررسی شواهد و صحبت‌هایی که از افراد موثق شنیدم و با رعایت دو اصلی که در ابتدا گفتم، به این روایت از ماجرا رسیدم:

فریدون درخشانی که علاقه و استعداد چشم‌گیری در ریاضیات داشته، به لحاظ درک و اطلاعات سیاسی چندان پیچیده و مطلع نبوده و نیست. آن‌طور که خودش گفته زمانی که دانش‌جوی مقطع کارشناسی بوده، فیلدز مدالیست‌ها اسطوره‌هایش بوده‌اند.

احتمالا کسانی در ایران یا در انگلیس که از شدت علاقه او به ریاضیات مطلع بوده‌اند، برنگشتن به ایران را پیش پایش گذاشته‌اند و در قدم بعدی او را به این نتیجه رسانده‌اند که راهی جز پناهنده شدن نداری و تغییر نام نیز برای مخفی کردن هویت ایرانی بوده است که شاید، البته به اشتباه، فکر می‌کرده افشای ایرانی بودن‌ش خطرناک است! (دکتر امید حاتمی، سرپرست فعلی تیم المپیاد ایران، گفته: "من سال‌ها کمبریج بودم و چندین بار این شخص را دیدم و یکی دو بار هم سر سمینارهایش رفتم، ولی هیچ‌وقت نمی‌دانستم که کرد ایرانی است و هیچ‌وقت به روی خودش نیاورد که فارسی حرف می‌زند.")

نظر شخصی من این است که کردها، مانند بسیاری از اقوام دیگر، در کشورهای مختلف گرفتار مشکلاتی هستند که من از جزئیات آن بی‌خبرم. می‌دانم که در اوایل انقلاب تلاش‌هایی برای رفع محرومیت در نقاط مختلف کشور از جمله مناطق کردنشین انجام شد ولی برخی گروه‌های فاسد و تجزیه‌طلب چون کومه‌له و دموکرات کردستان، وحشیانه فرزندان این کشور را سلاخی کردند. البته ملت ایران هیچ‌گاه این وقایع را برادران و خواهران کرد خود نسبت نداد.

بسیاری از ظلم‌ها و تضادها و جنگ‌ها بین اقوام فارس، کرد، عرب، ترک و... در صد سال اخیر ریشه در سیاست‌های کثیف کشورهای غربی به‌خصوص انگلستان، در جنگ جهانی اول و پس از آن دارد.

آقای فریدون درخشانی، احتمالا در حالی‌که عشق ریاضیات کورش کرده بود، به اساتیدش و دوستان‌ش در دانش‌گاه تهران بدی کرده است. او قوانین کشورش را زیر پا گذاشته و هنگام گرفتن پناهندگی سیاسی، شاید نادانسته، مدارکی را ادعا یا امضا کرده است که نشان دهد که "به دلایل سیاسی یا مذهبی در معرض آزار و اذیت یا شکنجه بوده و توانایی زیست مناسب و توأم با کرامت در کشور خویش را ندارد و چاره‌ای جز مهاجرت به کشور انگلستان برای او نمانده است!" (این‌که قوم کرد در معرض مشکلاتی هستند، و نه خود فرد، در ظاهر برای گرفتن پناهندگی کفایت نمی‌کند.)

ولی آیا این خطاها چه‌قدر بزرگ و جبران‌ناپذیر است؟ من اگر می‌توانستم به ایشان چیزی بگویم، از او می‌خواستم که کمی تاریخ صد سال اخیر را بخواند تا بفهمد که در قصه مظلومیت‌های مردم کرد، در تمام کشورهای این منطقه، ظالم واقعی کیست. در این صورت دیگر انگلستان را ناجی خود تخواهد دانست و از پیام تبریک حزب دموکرات ایران خوش‌حال نخواهد شد.

پرس‌وجو کند تا بفهمد که راه جبران کارهای خلاف قانونی که انجام داده و بازگشت به کشورش و بودن در کنار مردم‌ش چندان مشکل نیست. او می‌تواند سری به دانش‌گاه تهران بزند و با یک عذرخواهی ساده، یا شاید حتی بدون آن، اساتیدش را از خودش راضی کند. او می‌تواند به سنندج و مریوان و روستای نیدر برود و مردم کرد عزیز را غرق در شادی و افتخار کند. او می‌تواند از اعتبار بین‌المللی‌اش واقعا برای پیش‌رفت مردمی که دوست‌شان دارد خرج کند. او که خود روزی آرزو داشته که یک فیلدزمدالیست را از نزدیک ببیند، می‌تواند آرزوی جوانانی چون خود را به هر نقطه در ایران یا حتی کردستان دعوت کند تا این آرزوی‌شان برآورده شود. او می‌تواند بانی یک پژوهش‌گاه معتبر در ایران شود.

او می‌تواند عمیقا بفهمد که ایران تمام فرزندان‌ش را دوست دارد.

به همه دوستان‌م می‌گویم: بیایید در مورد هم تا جایی که می‌شود (یا حتی تا جایی که نمی‌شود!) حس ظن داشته باشیم و اجازه ندهیم استعمار پیر بین ما تفرقه بیندازد. مردم ایران آن‌قدر مهربان و بلندنظر هستند که بعد از هشت سال دفاع مقدس، حتی زمانی که هنوز صدام بر سر قدرت بود، مردم عراق را برادران و خواهران خود می‌دانستند؛ گویی فراموش کرده بودند که ۱۸۰ هزار ایرانی، مظلومانه با گلوله‌هایی که از آن سو شلیک شد شهید شدند و صدها شهر و روستا زیر بمب‌ها و موشک‌ها ویران شد. آن‌ها دشمن واقعی را می‌شناسند.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۱۹
امید نقشینه ارجمند

نظرات  (۲۹)

۲۰ مرداد ۹۷ ، ۱۷:۳۹ سینا رضازاده
دشمن، دشمن، دشمن! این طرزفکرعقب افتادتون رو کنار بزارید! چهل سال حکومت کردید! همه دنیا دشمن شماهستن. به غیر از فرزندان مائو و برادران غرق در مردم سالاری روس! که صرفا در پی منافع...

بد نیست شما هم سری بزنید به همین مناطقی که عرض فرمودید ببینید در چه وضعیتی زندگی میکنن تا دشمن رو بهتر بشناسید ... مردم آب ندارن هم تقصیر روباه پیر هست؟؟؟ بنده ی خدا ایران رو تو چهل سال نابود کردید؛ جالبه حرف هم برای گفتن دارید ... 

پاسخ:
آقای رضازاده، سلام.
چیزی در نوشته من هست که شما را عصبانی کرده است؟ جایی به امر مقدس یا محترمی از نظر شما توهین کرده‌ام؟
این را از این جهت می‌پرسم که اگر فکر و نظر من عقب‌افتاده است، عصبانی شدن و کنایه زدن ندارد؛ فکر شما پیش‌رفته است؟ در این فکر پیش‌رفته، کسی که فکرش خلاف شماست اجازه اظهار نظر ندارد؟
من جملات شما را حمل بر ظاهرش می‌کنم و جواب می‌دهم، هر چند به نظر می‌رسد کل‌ش داد و هوار است.
من با مطالعه مختصری که در تاریخ دارم فکر می‌کنم قحطی بزرگ که بعد از جنگ جهانی اول که چندین میلیون ایرانی در آن مردند، تحمیل رضاخان، تحمیل محمدرضا شاه، کودتای ۲۸ مرداد و سرنگونی مصدق، کودتای نوژه، حمایت از شاه بعد از فرار از ایران، تحریم‌های اقتصادی و بالا کشیدن دارایی‌های ایران در آمریکا، حمله عراق به ایران و حمایت سیاسی و نظامی از او، حمایت سیاسی و تبلیغاتی چهل ساله از کسانی که مسئولان ارشد کشور و بسیاری از مردم عادی را ترور کردند، سرنگون کردن هواپیمای مسافربری ایران و... دشمنی است و این دشمنی‌ها در دنیای واقعی رخ داده و مقداری به خارجی‌ها مربوط است! از نظر شما همه‌اش توهم است؟
عبارت "چهل سال حکومت کردید!" چه معنایی می‌دهد که بخواهم در موردش با شما بحث کنم؟ یعنی من حکومت کردم و شما نکردید؟
به هر حال چه شما بپسندی و چه نپسندی، مردم ایران حکومت سلطنتی و وابسته پهلوی را نپسندیدند و انقلاب کردند. بعد هم با همه‌پرسی نوع حکومت‌شان را انتخاب کردند. با انتخابات، اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی را انتخاب کردند و آن‌ها قانون اساسی را با بحث و رای نوشتند و بعد مردم به آن قانون اساسی رای دادند و برای دفاع از آن ۸ سال جنگیدند و شهید دادند و با رای خود کسانی را در مجلس و دولت بر سر کار آوردند و...
یکی هم ممکن است حکومت سلطنتی و نوکر آمریکا را دوست داشته باشد. یکی هم ممکن است دل‌ش غنج بزند که زیر دست ژاندارم منطقه، که امروزه یعنی آل‌سعود، زندگی کند و کک‌ش نگزد که سربازان مملکت‌ش مردم یمن را به خاک و خون بکشند. چهل سال پیش هم محمدرضا شاه همین کار را می‌کرد؛ سربازان این ملت برای سرکوب مردم بی‌چاره‌ای که بر ضد حکام فاسدشان قیام کرده بودند اعزام می‌شدند. در عملیاتی دیگر، به دستور آمریکا، خلبانان ایرانی در بمباران ویتنام شرکت می‌کردند. البته با این همه سلح‌شوری ملوکانه، به اشاره‌ای بحرین از ایران جدا می‌شود!
حرف‌های من از این قماش است. حرف حساب شما چیست؟ دعوا دارید؟
دکتر بلایی که تو این دوره از حکومت سر ایران اومد را هیچ احدالناسی حتی انگلیس هم سر ایران نیاورد. من انکار نمیکنم که انگلیس و یا حتی همه ی کشورهای دیگه دنبال منافع خودشون هستن و منافع اونها در این هست که هر چیزی که دم دستشون بیاد را از ملت های دیگه بگیرن که  شامل ایران هم میشه اما شما تصور کنید همین ریاضیدان تو این ایران خراب شده میموند تهش چی میشد؟ میتونید حدس بزنید؟ تو همین متن میخواستید نشان بدهید که  بهتر از ایشان در ایران هستند اما چه شد؟ 
آیا حقوق اقلیت ها در  ایران رعایت می‌شود؟ آیا کولبرها جزوی از مردمان این سرزمین نیستند که یک یخچال فریزر را پشت کمرشون چندین کیلومتر در برف و سرما در کوهستان ها  جابه جا می کنند تا لقمه نانی را پیدا کنند، آنها در حالی نان پیدا میکنند که در پایتخت 9 میلیارد دلار گم می‌شود!
دکتر یک سوال بهتر بپرسم. نبوغ ریاضی چیزی نیست که در هر کسی یافت شود و مسلما اگر امکانات آموزشی المپیادی برای همین فریدون فراهم بود او  هم میتوانست از برندگان المپیادی دانش آموزی باشد. به نظر شما کلا  تا به حال چند دانش آموز المپیادی کرد داریم؟ آیا تبعیض نیست  که اکثر المپیادی ها  پایتخت نشین باشند؟ آیا تبعیض نیست که در این مملکت هر امکاناتی هست در پایتخت سرازیر شود. کجای دنیا این گونه مدیریت می شود؟ 

در نهایت البته منکر این قضیه نیستم که ایشان باید به دلیل این مساله که به هر حال الفبای ریاضی را در این سرزمین یاد گرفتند به نوعی مدیون آن هستند و از نظر دیدگاه انسانی مناسب است که برنامه ای برای کمک به همنوعان خود در این سرزمین داشته باشند.

پاسخ:
سلام.
حرف‌های شما خیلی بی‌حساب و کتاب و احساسی است. شما بدترین وقایعی که به این حکومت نسبت می‌دهید را صادقانه و مستند فهرست کنید تا ببینیم بدتر از آن را هیچ احدالناسی سر ایران آورده یا نیاورده است.
در مورد رعایت یا عدم رعایت حقوق کولبرها و اختلاس و... هم من این‌جا بحثی نکرده‌ام. بحث در مورد تحصیل کردن در خارج هم نیست.
من این‌که کسی دانش‌گاه برایش وثیقه بگذارد و متواری شود را کار خوبی نمی‌دانم. من پناهنده سیاسی شدن کسی که دانش‌جوی رایگان به‌ترین دانش‌گاه کشور است و این‌که به‌دروغ خود را در فشار سیاسی و مثلا خطر جانی یا آبرویی معرفی کند را کار درستی نمی‌دانم. البته معتقدم ایشان نادانسته این کارها را کرده و چیزی نیست که قابل جبران نباشد. شما این کارها را تایید می‌کنید؟ آزادید!

پاسخ در پاسخ کامنت قبل:  (خلاصه بنویسم )


سعی میکنم چند تا دلیل واستون بیارم تا جایی که حوصلشو داشته باشم.


۱. شما که این همه تاریخ بلدید خوبه که کمی هم از تاریخ اروپاو جهان مطالعه کنید. آیا این همه جنگ و خونریزی در دنیا اتفاق افتاده، فقط ایرانی ها قربانی های آنها بودند؟؟؟ آیا فقط ایرانی ها مظلوم واقع شدند؟؟ شما که از همه ی دنیا کینه به دل دارید، آیا بقیه ملت ها هم این همه کینه به دل دارن؟ یه نگاهی به کشوری مثله آلمان بیاندازید، این کشور با خاک یکسان شد. بعد از مدت زمانه کوتاهی بهتربن کشور دنیا شد....  حتی یک بار هم شعار مرگ بر آمریکا ، بهمان هم سر ندادن ... 


۲. شما میپرسید دعوا دارید، جالبه خیلی! شما با همه ی دنیا دعوا دارید! حالا یکم کمتر از گل بشنوید ناراحت میشید. یه نگاهی به سیاست داخلی تون بندازید. همه یا سر فتنه هستند یا منحرف!! آقای عزبز میتونم بپرسم شما دقیقا چه کسایی رو قبول دارید؟؟؟ کسی تو دنیا مونده شما باهاش دعوا نداشته باشید؟؟؟؟( اصلا من یه دلیل شخصی هم برای داشتن دعوا دارم: سه سال پیش یه هفته زحمت کشیدم درازای ۴ میلیون تومن برگه تضحیح کردم، هنوز حق الزحمه رو نگرفتم؟؟!!! بعد از کلی پیگیری ... (:دی این طنز بود یکم ))


۳. من چهار خط نوشتم شما گفتی همش دادوهوار هست... چهار خط ارزش این همه دادو هوار نداره ...


۴جنگ و خونریزی همیشه بوده و خواهد بود، ظالم هم همیشه هست، شما حواست باشه مظلوم واقع نشی .... عربده کشی مرگ بر این و آن صرفا مصرف داخلی داره. (این رو کسی ندونه، خیلی عقبه


۵. شما همین اینترنت ی که داری استفاده میکنی توسط همین غربی های کثیف درست شده ... میشه بپرسم شما چه خدمتی به بشریت کردید که اینقدر طلب کارید از همه دنیا؟؟؟؟‌ تو ایران همه از همه دنیا طلب کارن!همه بهشون ظلم شده! خوب دنیا چرا باید برای شما اهمیت قائل باشه؟؟؟؟ نفت دارید؟؟؟؟!!!!!


۶. مقامات کشورتون هم کی همش دارن میگن : هیچ غلطی نمیتوانند بکنند، هیچ غلطی نمیتوانند بکنند! سوال من از شما: شما چه غلطی کرده اید؟ هنوز در حال تولید پراید هستید :) 



خلاصه دلایل زیادی هست واسه دعوا داشتن با شماها !!! ما که ۲۵ سال ایران بودیم  به اندازه کافی حساب کار دستمون هست که قصاوت کنیم. این همه آدم آواره شدن این ور و اون ور دنیا! حالا دعوا هم نداشته باشن؟؟؟ 


 یکم مطالعه پیشنهاد میکنم. اخبارو کتاب دعا هم فایده نداره ... بی تعارف میگم، شما هیچ حرفی برای گفتن ندارید، غیر از  کینه.... جورج اورول شاید به درددتون بخوره! که البته اون هم غربی هست

پاسخ:
سلام.
شما این‌جا فضایی گیر آورده‌اید که حرف‌های رسوب کرده ته دل‌تان را بزنید، ولی خوب است کمی مربوط حرف بزنید. من در مورد جنگ ایران و عراق گفته‌ام که مردم ایران پس از جنگ مردم عراق را دشمن خود نپنداشته‌اند و تنها باری است که از واژه دشمن در یادداشت خود استفاده کرده‌ام. آن‌وقت کامنت قبلی شما این‌چنین شروع می‌شود:
"دشمن، دشمن، دشمن! این طرزفکرعقب افتادتون رو کنار بزارید!"
شما که با نظر مخالف هستید، یعنی مردم ایران باید مردم عراق را دشمن خود بدانند؟ واقعا کجای یادداشت من، اگر آن را خوانده باشید، شما را عصبانی کرده؟ اصلا با کجایش مخالف هستید؟
الان هم اگر مشکل‌تان این است که برگه تصحیح کرده‌اید و پول‌تان را نگرفته‌اید، من در تلاش هستم که معوقات پرداخت شود. خودم هم مانند بسیاری از دوستان حق‌الزحمه‌ام را از باش‌گاه نگرفته‌ام. این جمله تنها دلیل منطقی شما برای دشمنی و کینه‌ورزی با من است و بقیه مطالب اصولا باید در حد یک بحث دوستانه باشد بین دو نفر که اختلاف نظر دارند، در حالی‌که از سوی شما این‌طور نیست.
سعی کرده‌اید مثلا چند تا دلیل بیاورید؟ معلوم نیست برای چه چیزی دلیل آورده‌اید! به‌علاوه چه‌طور پرسیدن چند سوال و چند امر و نهی و نصیحت می‌شود دلیل؟! بد نیست یک بار "دلایل" خود را بخوانید.
فاشیست بودن کاری ندارد. من فک میکنم هم شما و هم اقای درخشانی، بیرکار یا هر کسی که هست این رو در نظر نگرفتید
پاسخ:
سلام.
در ویکی‌پدیا نوشته:
"فاشیسم یک نظریهٔ سیاسی و گونه‌ای نظامِ حکومتی خودکامهٔ ملی‌گراست که نخستین بار در سال‌های ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۵ درایتالیا و به بدست بنیتو موسولینی رهبری می‌شد[۱][۲] و بر سه‌پایه حزب سیاسی واحد، ناسیونالیسم افراطی نژادپرستانه و دولت بسیار مقتدر و متمرکز، استوار بود.[۳] فاشیسم را می‌توان به چشم نیروی سومی نگاه کرد که میان سرمایه‌داری و کمونیسم قرار گرفته‌است.[۴]"
ربط‌ش به موضوع چیست؟
جناب آقای نقشینه

بعد از خواندن متنتان صرفا از روی کنجکاوی سوالی برایم پیش آمد. ممنون میشوم اگر پاسخ بدهید. جایی در متنتان نوشته اید که
--کسری که دانش‌جوی سال دوم بود با نمره ۱۹۸ نفر نهم و مرتضی با نمره ۱۹۶، نفر چهاردهم مسابقات شدند و هر دو موفق به کسب جایزه اول مسابقه شدند. طبق اطلاعات سایت مسابقه، فریدون درخشانی با کسب نمره ۱۰۹، نفر ۶۲م شد و جایزه سوم را دریافت کرد.--
من دقیقا متوجه نشدم که منظورتان از اشاره به رتبه و نمره این افراد در امتحان دقیقا چه بوده است. اما در هر حال سوالی برایم پیش آمد. به نظر شما اگر آقای کوچر بیرکار بعد از اتمام دوران کارشناسی در ایران میماند از نظر ریاضی چه وضعیتی برایش پیش می آمد؟ چه طور است که این استعمار پیر که شما آن را به عنوان دشمن و ظالم به مردم ایران و کرد غیره معرفی کرده اید برای آقای کوچر بیرکار این شرایط را فراهم کرد تا از نظر ریاضی در آنجا تا جایی رشد کند که نه تنها آرزوی علمیش (یعنی ملاقات با برندگان جایزه فیلدز) محقق شود بلکه خودش هم یکی از آنها شود اما ایران که به قول شما تمام فرزندانش را دوست دارد (که جمله ای کاملا احساسی است و اصلا خوش تعریف نیست) نتوانست برای کسری و مرتضی (که از متن شما هم چنین بر میآید که در مسابقات ریاضی از آقای بیرکار مستعد تر بوده اند) چنین شرایطی را فراهم کند تا آنها هم به آرزوهای علمیشان (هر چه که بوده است) برسند. 

در ضمن جایی هم نوشته اید که 
--نظر شخصی من این است که کردها، مانند بسیاری از اقوام دیگر، در کشورهای مختلف گرفتار مشکلاتی هستند که من از جزئیات آن بی‌خبرم.--
لطف کنید بروید و از جزییاتش با خبر شوید. شاید ید نباشد که به عنوان یک مقام مسوول در المپیاد ریاضی که تمامی ظلم های استعمار پیر را در صد سال اخیر با جزئیات از بر هستید کمی هم از جزییات مشکلات حال حاضر اقوام ایرانی که کرد ها هم یکی از آنها هستند با خبر شوید. 
پاسخ:
سلام.
من نمی‌توانم بگویم اگر آقای درخشانی ایران می‌ماند چه سرنوشتی داشت و اصلا صحبتی هم در این مورد نکرده‌ام. کسی که یکی از به‌ترین دانش‌جوهای دانش‌گاه تهران بوده بعد از پایان مقطع کارشناسی، می‌توانسته مثل برخی از هم‌دوره‌ای‌های‌ش برای ادامه تحصیل پذیرش بگیرد. مگر بقیه پناهنده سیاسی شده‌اند؟!
در سال ۲۰۰۰ از دانش‌گاه‌های مختلف ایران دانش‌جویانی در آن سابقه شرکت کرده‌ بودند و من وضعیت برخی را فهمیدم:
از اعضای تیم شریف کسری علیشاهی و مرتضی فتوحی الان استاد ریاضی شریف هستند. فاطمه سادات نبوی استاد دانش‌گاه قم است. مسعود آریانپور دکترایش را گرفته ولی نفهمیدم کجا مشغول است.
از تیم شهید بهشتی بیژن احمدی کاکاوند و مونا نبیعی استاد شهید بهشتی هستند. قربانعلی باقری استاد دانش‌گاه خلیج فارس است.
از دانش‌گاه تهران رضا رضاوند استاد دانش‌گاه تهران است و مریم روشنایی مدرک کارشناسی ارشد خود را در سال ۸۲ از دانش‌گاه تربیت مدرس گرفته است.
بقیه را اکثرا نمی‌شناسم.
البته هیچ‌کدام فیلدز نگرفته‌اند و من نمی‌دانم که آیا این جزء اهداف‌شان بوده است یا خیر. اگر واقعا سوال دارید از خودشان بپرسید.
اگر شما با این اتفاق نتیجه می‌گیرید که دولت انگلستان خیلی خوب و خیرخواه است، من چنین نتیجه‌ای نمی‌گیرم و اگر در ایران شرایط رسیدن به مدال فیلدز، ظاهرا وجود ندارد، من باز نتیجه‌ای بر ضد کشورم نمی‌گیرم. شما می‌گیرید؟ آزادید!
نصیحت آخرتان را هم خواندم ولی نفهمیدم منطق‌ش چیست؛ من به عنوان رئیس کمیته علمی المپیاد ریاضی باید از جزئیات مشکلات حال حاضر اقوام ایرانی مطلع باشم؟! خودتان را هم معرفی نکرده‌اید که بدانم این پیش‌نهاد از تراوشات ذهنی کدام بزرگ‌وار و با چه فهم و اطلاعاتی است.
ولی سوالی که در مورد شما و مشابه‌های شما برای‌م مطرح است این است که دقیقا کجای یادداشت من نادرست است یا شاید باید بپرسم کجایش شما را به درد آورده است؟ چرا کسی صریح این را نگفته و فقط طعن زده و توهین کرده است؟! شاید بد گفتن از انگلیس برای شما خیلی دردآور است.
مشخص است که دوستانی که در بالا کامنت گذاشته اند کاملا از رابطه این حکومت و انگلیس بی خبرند ، این حکومت دست نشانده ی انگلیس هست و حکومت بعدی هم توسط انگلیسی ها انتخاب خواهد شد،در این موضوع هیچ شکی نیست ،بی شک این حکومت به اربابش انگلیس خدمت می کند.
جناب آقای نقشینه

از پاسختان تشکر میکنم. نوشته اید که
--
اگر شما با این اتفاق نتیجه می‌گیرید که دولت انگلستان خیلی خوب و خیرخواه است، من چنین نتیجه‌ای نمی‌گیرم و اگر در ایران شرایط رسیدن به مدال فیلدز، ظاهرا وجود ندارد، من باز نتیجه‌ای بر ضد کشورم نمی‌گیرم. شما می‌گیرید؟ آزادید!--

خیر. من هم چنین نتیجه ای نمیگیرم و چنین ادعایی هم نکردم. شاید مشکل اینجاست که شما فکر میکنید دو گزینه بیشتر وجود ندارد. یا کشوری نسبت به مردم ایران خوب و خیرخواه هست یا ظالم و همراه با سیاست هایی کثیف. من تنها به شما یاد آوری کردم که آقای کوچر بیرکار در یکی از همین کشورهای ظالم از نظر ریاضی رشد کرده و ریاضیدان معتبری شده و آن طور که از پاسختان میتوان نتیجه گرفت (حداقل از دیدگاه آماری) احتمالا در ایران نمیتوانست به اهداف علمی اش برسد. شما سریعا نتیجه گرفته اید --که پس نکند میخواهید بگویید که این کشورها خیرخواه هستند و میخواهید نتیجه ای بر ضد کشورتان بگیرید. --

در مورد نوشته تان من فکر میکنم که شما باید به تصمیم شخصی افراد برای زندگی شان احترام بگذارید. برای مثال آقای کوچر بیرکار در مقطعی از زندگیش تصمیم گرفته که نامش را از فریدون درخشانی به کوچر بیرکار تغییر دهد اما شما همچنان او را با نام سابقش ارجاع میدهید.

 من دقیقا نمیدانم چه بر سر آقای بیرکار در ایران گذشته که تصمیم گرفته درخواست پناهندگی بدهد و اطلاعاتم در این زمینه کامل نیست. شما هم در متنتان اعتراف کرده اید که در مواردی اطلاعات ناقصی دارید. با توجه به مطالبی که در فضای مجازی وجود دارد من میتوانم حدس بزنم که دغدغه اصلی ایشان ریاضیات بوده ( شاید به قول شما عشق به ریاضیات کورش کرده) و احتمالا پیوندی هم با کشورایران احساس نمیکرده یا بیشتر خودش را یک کرد میدانسته تا یک ایرانی (حالا شما نوشته اید که احتمالا کسانی در انگلیس او را اغفال کرده اند اما هیچ مستندی ارایه نکرده اید و به نظر می آید که بیشتر تراوشات ذهنی تان را بیان کرده اید). از نظر مالی هم در شرایط بسیار بدی بوده. در هر حال شرایطی دست به دست هم داده تا و ایشان تصمیم گرفته درخواست پناهندگی بدهد تا بتواند به دغدغه های علمی اش در ریاضیات بپردازد. حالا شما میگویید که با این کار به هم دانشگاهی هایش --بدی-- کرده و قانون شکنی کرده و ... به نظر من کاری که ایشان کرده (هرچند از دیدگاه من پسندیده نیست) در مقایسه با قانون شکنی و --بدی-- هایی که دیگران در ایران میکنند اصلا به حساب نمیآید و نیازی به این همه پرداختن و برجسته کردن ندارد. احتمالا زندگی کردن به عنوان یک پناهنده در انگلستان هم کار آسانی نیست و مشکلات خاص خودش را دارد اما ایشان حاضر شده برای دنبال کردن دغدغه های علمی اش این کار را انجام دهد. به نظر من آقای بیرکار آدم موفقی هستند چرا که توانسته اند به دغدغه های شخصی خود تحقق ببخشند.  
پاسخ:
سلام.
این‌که ایشان مدال فیلدز خود را در انگلستان گرفته را که همه می‌دانیم. پس مراد شما از گفتن‌ش چیست؟ به نظر من اگر نگران برداشت مردم از حرف‌تان هستید، به‌تر است خودتان بگوئید از ذکر گزاره‌ای که همه می‌دانیم درست است چه نتیجه‌ای را قصد کرده‌اید.
آن‌چه نوشته‌ام برخی متکی به صحبت‌هایی است که دوستانم مستقیم یا باواسطه از صحبت حضوری با ایشان برای‌م نقل کرده‌اند.
هیچ‌جا هم از واژه اغفال یا مشابه آن استفاده نکرده‌ام؛ شما آن را به من نسبت داده‌اید و از من طلب سند کرده‌اید!
من گفته‌ام برخی برنگشتن را پیش پایش گذاشته‌اند و...
اتفاقا همه جا سعی کرده‌ام این فرضیه را تقویت کنم که او هیچ قصد منفی یا کینه‌توزانه یا... از این کارها نداشته است. نظرم شبیه شماست که در مقابل خیلی کارهایی که برخی در ایران می‌کنند، خلاف بزرگی نکرده است و حرف‌م هم همین است. اگر من مثلا در خیابان آشغال بریزم کار ناپسندی کرده‌ام، هر چند قتل و دزدی و اختلاس کارهای بدتری هستند!
مثلا شما گفته‌اید "احتمالا پیوندی هم با کشور ایران احساس نمیکرده". چرا چنین نسبتی را به ایشان می‌دهید؟ حسن ظن اقتضا می‌کند که چنین احتمالی را هم مطرح نکنیم و بگوئیم شدت علاقه او به ریاضیات موجب این حرکت شده، نه بی‌مهری‌اش به ایران.
مطالبی که این‌جا من آورده‌ام را من برجسته نکرده‌ام، بلکه از همان ابتدا در بین افراد مطلع مطرح شده بود و من در ابتدا به دو نوع نگاه متضاد موجود اشاره کرده‌ام.
آیا حرف من ایرادی دارد که می‌گویم ایشان به‌تر است ارتباط‌ش را با مردم‌ش به حالت عادی و دوستانه برگرداند و همه در این راستا تلاش کنیم؟
جناب آقای نقشینه

از پاسختان تشکر میکنم. نوشته اید که:

--این‌که ایشان مدال فیلدز خود را در انگلستان گرفته را که همه می‌دانیم. پس مراد شما از گفتن‌ش چیست؟ به نظر من اگر نگران برداشت مردم از حرف‌تان هستید، به‌تر است خودتان بگوئید از ذکر گزاره‌ای که همه می‌دانیم درست است چه نتیجه‌ای را قصد کرده‌اید.--

خیلی روشن هست.  چطور هست که دول خارجی که شما لیستی از دشمنی های آنها را نسبت به فرزندان این مرز و بوم در یکی از کامنت هابرشمردید به همین فرزندان بورسیه تحصیلی میدهند. خیلی از آنها در همین کشورها رشد میکنند و به مدارج عالی میرسند. خیلی از آنها به دانشمندانی معتبر تبدیل میشوند و... آخر اگر واقعا این طور شما تصویر کرده اید این همه دشمنی بود دیگر این اقدامات برای چیست. این دوگانگی را چه گونه توضیح میدهید؟ مبه نظر می آید که نگاه شما نسبت به این مسایل سیاه یا سفید هست و مرادم هم از بیان اینکه آقای کوچر بیرکار به عنوان یک نمونه در کشور انگلستان از نظر علمی رشد کرده اند نیز همین بود. 

جایی دیگر نوشته اید:

آیا حرف من ایرادی دارد که می‌گویم ایشان به‌تر است ارتباط‌ش را با مردم‌ش به حالت عادی و دوستانه برگرداند و همه در این راستا تلاش کنیم؟

خیر از نظر من هیچ ایرادی ندارد. فقط امیدوارم که آن قدر آزادی و ظرفیت وجود داشته باشد که ایشان به عنوان همان شخصی که هستند و با همان عقایدی که دارند پذیرفته شوند و نیازی به تواب سازی و ... نباشد. 
پاسخ:
سلام.
فهرستی که من از دشمنی‌ها آورده‌ام قابل تکذیب نیست. هم دشمنی بودن‌ش و هم نقش برخی دولت‌های خارجی در آن. شما نمی‌تواند بگوئید چون برخی از مردم ایران در مثلا آمریکا درس خوانده‌اند و رشد کرده‌اند، دشمنی دولت آمریکا با ایران از کودتای ۲۸ مرداد تا امروز دروغ است. این را تایید می‌کنید؟
ولی می‌توان این سوال دا پرسید که آیا فراهم کردن امکان رشد علمی برای برخی از مردم یک کشور توسط یک کشور دیگر لزوما با حسن نیت است؟
به عنوان یک مثال تاریخی، فقط برای این‌که مدلی را ذکر کرده باشم، این مورد را عرض می‌کنم که فرانسه توانست به کمک الجزایری‌های تحصیل‌کرده در فرانسه سهم بزرگی از قراردادهای نفتی این کشور را از آن خود کند. طبیعتا منظور من این نیست که تربیت ریاضی‌دان‌های ایرانی در خارج از کشور چنین هدفی را دنبال می‌کند ولی این مثال نشان می‌دهد که فراهم کردن شرایط تحصیل می‌تواند منافع اقتصادی بزرگ برای کشور میزبان داشته باشد.
اگر خود شما هم فکر کنید می‌توانید انگیزه‌های منفعت‌طلبانه دیگری را در این مورد تصور کنید.
در ادامه پاسخم 

نوشته اید که 

مثلا شما گفته‌اید "احتمالا پیوندی هم با کشور ایران احساس نمیکرده". چرا چنین نسبتی را به ایشان می‌دهید؟ 

 شما اگر  به مطلب و همین طور فیلمی که مجله ی کوآنتا درباره ایشان تهیه کرده رجوع کنید متوجه میشوید که بیشتر به کرد بودن خودش تاکید دارد و اصلا نامی هم از ایران نمیبرد. مثلا میگوید که به پسرش سه زبان انگلیسی و کردی و یک زبان آسیایی(زبان همسرش) را آموزش میدهد. از نظر من ایشان مستقل از اینکه درباره ملیت خودشان چه فکر میکنند انسان و موفق قابل احترامی هستند. 
پاسخ:
حسن ظن داشتن یعنی وقتی عبارتی منفی را می‌شود به کسی نسبت داد، به دنبال توجیهاتی بگردید که آن را رد کند نه این‌که کارآگاه گونه دنبال اثبات باشید.
این‌که کسی تا ۲۰ سالگی در کشوری بزرگ شود و به‌خوبی رشد کند ولی به احساس تعلق نکند، از نظر من حسن نیست. پس به این فکر می‌کنم که آیا این شواهد الزاما یعنی او به ایران هیچ حس مثبتی ندارد و جواب‌م منفی است. شاید بد نباشد بدانید ایشان آن‌قدر از ایرانی‌ها دوری کرده که فارسی می‌فهمد ولی نمی‌تواند حرف بزند.
سلام،

من دو تا سوال دارم:
۱)  من متوجه ارتباط پاراگراف دوم که به خدمات دکتر شهشانی و سعید قهرمانی اشاره کردید و نقدتون به جناب آقای بیرکار نشدم. ممنون می‌شم اگر شفاف‌تر بگید  دقیقا چرا از این دو نفر نام بردید. 
۲) تفرقه انداختن بین اقوام را نسبت بدهیم به سیاست‌های انگلیس، مشکل بی‌آبی را هم بندازیم گردن اسراییل و سعی کنیم بقیه‌ی مشکلات را هم بین بقیه‌ی کشورها به عدالت تقسیم کنیم. عزیزانی که در جایگاه تصمیم‌گیری و مصرف بودجه‌هایی که به همه‌ی اقوام و همه‌ی افراد با هر عقیده‌ای (به شرط زنده‌ ماندن) بودند چه کاری برای عملی نشدن نقشه‌های شوم خارجی‌ها انجام دادند؟ آیا آن‌ها هم همگی دست‌نشانده هستند؟ و این دست نشانده بودن تا کجای هرم حکومت بالا و پایین میره؟ 
پاسخ:
سلام.
۱. دلیل ذکر نام این دو فرد این است که برخی از مطالبی که فهمیدم از کانال این دو نفر است؛ مستقیم و غیرمستقیم.
۲. من منکر قصورها و تقصیرهای خودمان نیستم. هر کسی که بد عمل کرد را هم خائن و دست‌نشانده نمی‌دانم و... شما فکر می‌کنید انگلیس نقشی در طراحی منطقه بعد از جنگ جهانی اول نداشته است؟ چه اهدافی داشته‌اند و چه کرده‌اند؟ اشاره کردن به این موضوع چرا باید برخی را عصبانی کند؟!
من واقعا نمی‌فهمم دوستان اگر بعضی نسبت به جمهوری اسلامی دارند چه نیازی است در هر جای بی‌ربط و هر موضوع بی‌ربطی آن را نشان دهند؟
مساله روشن است شما  فکر می‌کنید در کشورهای دیگری که بعضا ایران را به پیروی از آن ها فرا می‌خوانید چند نفر از یک روستای دورافتاده موفق به گرفتن جایزه فیلدز شده‌اند؟
این‌که بگوییم خودشان استعداد و پشتکار نداشته‌اند تعریف نژاد پرستیست. نظام آموزشی ایران با همه ایرادهایش این امکان را برای ایشان فراهم کرده و اگر به قول دوستان ایشان هیچ احساسی نسبت به ایران ندارند تعریف کلمه نمک‌نشناسی است. این که قوم کرد هیچ کشور مستقلی ندارد (که نمی‌دانم باید داشته باشد یا نه) هم ربطی به جمهوری اسلامی ندارد؛ ۷۰ سال قبل از تاسیس آن زمان تجزیه عثمانی مرزهای فعلی توسط قراداد سایکس پیکو تعیین شده‌اند. حدس بزنید اقای کوچر بیرکار اگر واقعا خواهان کشور مستقل کردستان است باید نسبت به کدام کشورها گله کند.
پاسخ:
سلام.
خیلی ممنون که این توضیحات تکمیلی را دادید.
به عقیده من کشورهای غربی وقتی ژست حمایت از کردستان واحد را می‌گیرند در واقع نه به دنبال اتحاد کردها با هم که به دنبال جدا کردن کردها از اقوام دیگر هستند؛ منافع نامشروع آن‌ها در جدایی ملت‌ها به‌تر تامین می‌شود و به دنبال هر بهانه‌ای برای تفرقه‌افکنی می‌گردند. حتی در راه نزدیکی کره جنوبی و کره شمالی هم سنگ‌اندازی می‌کنند. 
سلام مجدد، و ممنون از پاسختون. نقش انگلیس در طراحی منطقه حتی به قبل از جنگ جهانی اول برمی‌گرده و ظاهرا به لحاظ تاریخی روشن هست. من دلیل عصبانیت مردم را نمی‌دانم ولی دلیل دلگیر و افسرده شدن خودم را می‌توانم براتون بگم. من دلم می‌گیره وقتی می‌بینم ما به جای اینکه به حرف هم گوش بدیم همدیگر را نصیحت می‌کنیم به عذرخواهی. بله آقای بیرکار با برنگشتنش به ایران برای مسئول تیم دردسر درست کرد ولی کسی نشست از امثال ایشون بپرسه دردشون چی بود که رفتند. پناهنده‌ی سیاسی و غیر سیاسی شدن و حتی مهاجرت تحصیلی کردن دلیلش برای این جمعیت زیاد نخبه‌ی ایرانی این نیست که خوشی زده زیر دلشان. همه‌‌ی این جماعت نمک نشناس نیستند. همه‌شان کمر همت به کمک به خارجی‌ها در غارت کشور نبستند. عارشان از ایرانی‌ بودنشان نمی‌آید. اتفاقا برعکس ... . ولی کسی از مسئولین که وظیفه دارند و تاکید بر وظیفه (حقوق ماهیانه‌شان گواه بر وظیفه) که پیگیر این مسائل باشند سراغی هم از منشا این درد و راه‌حل پیدا کردن برایش نمی‌گیرد. من به شخصه هیچ دلیلی نمی‌بینم که یک کشور خارجی به دنبال کمک و لطف کردن به کشور ما باشد. ولی در شرایط حساس کنونی که یک مقداری انبساط هم پیدا کرده است باید بگویم چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم! 
پاسخ:
سلام.
من نه در مورد ایشان و نه در مورد دیگرانی که به مهاجرت کرده‌اند نسبت نمک‌ناشناسی و خیانت و... نداده‌ام. اتفاقا حرف‌م این است تا جایی که می‌توان اعمال افراد را حمل بر صحت کرد، باید کرد. می‌گویم نگویید ایشان به کشورش تمایلی ندارد، نگویید نمک‌نشناس است، نگویید نام‌ش را از روی نفرت از ایران عوض کرده است. مثلا من حدس می‌زنم، اثباتی هم ندارم، که به اشتباه می‌ترسیده نام‌ش برای‌ش دردسر ایجاد کند.
و چون دوست دشمنی کند، آیا باید دوستی که دوستی می‌کند را به باد فحش و توهین گرفت؟!
سلام بر دکتر نقشینه عزیز
من به عنوان کسی که از مناطق کردنشین اومده و سالها زندگی کرده اونجا و هنوز اقوامم اونجا هستن حرف میزنم!
نمی دونم دوستانی که تصویر سیاهی از غرب کشور ترسیم می کنند که مردم آب ندارند!!؟ و فلان و فلان. تاکنون به این مناطق سفر کرده اند؟ اینکه فقر در کشور ما وجود دارد و در برخی مناطق بیشتر شکی نیست اما خوب است برن بخونن و بررسی کنن که همون روستاهای دورافتاده کردستان در همین ۴۰ ساله چقدر اختلافشون کمتر شده با شهر های دیگر .! اینکه آقای فریدون درخشانی با مدد سهمیه منطقه مریوان که قطعا تفاوت خوبی با تهران داره این فرصت رو پیدا کرده که به دانشگاه تهران بیاد حاصل چیه ؟ فکر کرده اید این اتفاق یک اتفاق ساده در نظام های رویایی لیبرالی شماست ؟؟!

اما راجع به اینکه کسایی که موندن موفق شدن یا نه؟ به نظرم بستگی داره رضایت و موفقیت برای هرکی چی باشه . آیا فیلدز گرفتن کل آرمان یه ریاضی دانه؟! من به عنوان یه دانشجو بسیار بیشتر به دکتر علیشاهی و فتوحی تا درخشانی افتخار میکنند که دست کم در همین دانشگاه شریف تاثیرات مثبتی رو گذاشتن درحالیکه اگه می رفتن اون تاثیرات رو کس دیگه ای نمی گذاشت اگر چه احتمالا دوستان اینجا نامشان را حلوا حلوا میکردند که کسری علیشاهی در آمریکا چه میکند و واااوو !!۱
 و من دانشجو مدیون اینام نه مدیون درخشانی ها! .
اینا رو که گفتم به معنی فراموش کردن مشکلات کشور نیست اما مشکل یه چیزه. خودباختگی یه چیز دیگه!
پاسخ:
سلام.
برخی از این افراد که ژست حمایت از محرومان را می‌گیرند، وقتی منتقد می‌شوند که شرایط خودشان تنزل کند؛ عوارض خروج از کشور و قیمت بلیت هواپیما و قیمت دلار و... که زیاد شود، فریادشان به آسمان می‌رود!
جناب آقای نقشینه

از پاسختان تشکر میکنم. 

تمام حوادثی که شما از آن به عنوان دشمنی نام بردید به عنوان حوادثی تاریخی اتفاق افتاده و من وقوع آنها را تکذیب نمیکنم.  تربیت علمی افراد از کشورهای دیگر هم قطعا میتواند منفعت اقتصادی برای این کشور ها داشته باشد ( هرچند شخصا در تربیت کسانی ریاضیات محض میخوانند منفعت اقتصادی ای مشاهده نمیکنم) مساله زمانی پیش می آید اکه از ارجاع به این حوادث چه نتایجی میگیریم.
پاسخ:
به نظر من رشته دانش‌گاهی فرد چندان مهم نیست. ریاضی‌دان‌ها هم می‌توانند وزیر، عضو شورای شهر، معاون رئیس‌جمهور، شهردار تهران، نماینده مجلس و رئیس کمیسیون آموزش و حتی دختر رئیس‌جمهور هم باشند!
شاید از آن مهم‌تر این‌که استاد دانش‌گاه شوند و جماعت زیادی را تحت تاثیر قرار دهند.
سلام سه‌باره، ممنونم از پاسختون. آیا من فحش دادم؟ اگر جایی از حرف من شباهتی به فحش داشت از شما صمیمانه عذرخواهی می‌کنم. به دشمن هم نباید فحش داد چه برسه به دوست. 
پاسخ:
سلام.
منظورم شما نبودید. منظورم دیگرانی هستند که حتی در مواردی نمی‌توان کامنت‌شان را علنی کرد، چون به دیگران هم توهین کرده‌اند.
فکر میکنم تنها کسی که فحاشی کردند آقای سینا رضازاده بودند که احتمالا به خاطر پرداخت نشدن معوقاتشان دست به چنین کاری زدند. 
پاسخ:
سلام.
شما کامنت‌های تاییدنشده را ندیده‌اید!
از این‌که بگذریم این‌که یک روستا زاده، در مناطقی که می‌گویند از محروم‌ترین‌ها است توانسته در ایران تا عضویت در تیم ریاضی دانش‌گاه تهران پیش برود باید موجب سربلندی نظام باشد یا سرشکستگی؟!
جناب آقای نقشینه

شاید بهتر بود از خودتان میپرسیدید: نظام چه بلایی سر این روستا زاده آورده است که در بیست سالگی تصمیم گرفته پناهنده شود؟ شاید یک دلیلش ریاضیات بوده اما قطعا دلایل دیگری هم دخیل بوده.  اینکه بگوییم پناهنده شدن را دیگران پیش پایش گذاشته اند اما چون در دانشگاه تهران پذیرفته شده اند پس موجب سربلندی نظام هست میتواند برداشت شما باشد اما ساده انگارانه هست. نمیشود هر موضوع مثبت را به نظام نسبت داد هر موضوع بد را به خارجی ها. از اینها هم که بگذریم از دیدگاه من ایشان در ایران آن طور که باید به عنوان استعداد ریاضی شناسایی نشده اند و اتفاقا مورد ایشان یک مثال نقض برای ضعف سیستم آموزشی در ایران هست.  ایشان هر موفقیتی هم که کسب کرده اند دلیل اصلی آن خودشان و پشتکار و علاقه ای که داشته اند بوده نه  نظام و استعمار و ...
پاسخ:
سلام.
نظام سر ایشان بلائی آورده؟ خودشان که بعد از گرفتن فیلدز صحبت کرده‌اند چنین حرفی نزده‌اند. شما از کجا چنین حرفی را آورده‌اید؟
وقتی من می‌گویم دیگران این کار را پیش پای‌ش گذاشته‌اند، "خارجی‌ها" را متهم کرده‌ام؟! معنای حرف من این است که این حرکت خلاف تعهد و خلاف قانون را به خود ایشان نسبت ندهم و البته انتظار ندارم که مثلا صنف "دیگران" از من شکایت کنند که فلانی به ما تهمت زد!
چرا نمی‌توان این موفقیت را به نظام نسبت داد؟ این جوان در مدارس انگلستان درس خوانده؟!  از طریق کنکور و احتمالا سهمیه منطقه سه انگلستان موفق شده وارد دانش‌گاه تهران شود؟! اساتید دانش‌گاه‌های انگلستان به او ریاضی را آموخته‌اند؟!
بد نیست مطالعه شود که برندگان مدال فیلدز در این سال‌ها چند نفر در یک روستای کوچک و یک خانواده به لحاظ اقتصادی و تحصیلاتی ضعیف متولد شده‌اند. البته حتما ایشان برای موفقیت بسیار تلاش کرده‌اند و بسیار مستعد بوده‌اند. در این شکی نیست.
۲۳ مرداد ۹۷ ، ۲۰:۴۴ میلاد پیوندى
جناب آقاى دکتر نقشینه گرامى

میشه لطفا به پیام قبلى بنده پاسخ بدین؟ من در نهایت احترام نظر سازنده دادم. اگر دلیلی براى تایید نکردن پیام من دارید خیلى خوشحال میشم آنرا با من در میان بگذارید. 
پاسخ:
سلام.
نظرات شما به نظر من ربطی به بحث ندارند: من دنبال منفعت شخصی هستم، نظرات‌م سطحی است، مدیریت المپیاد فلان است و...
شما اگر می‌خواستید من را هدایت کنید، دیدگاه‌های شما را خواندم. ممنون.
جناب آقای نقشینه

وقتی شخصی در بیست سالگی درخواست پناهندگی میدهد سوال طبیعی ای که به ذهن من میآید این است که --چه مشکلی در کشور مبدا داشته که تصمیم به چنین کاری گرفته؟-- حالا بعد از سالها که این شخص ریاضیدان معتبری شده سوالی که ذهن شما آمده این هست که --آیا موجب سربلندی نظام نیست؟-- جواب سوال شما روشن است و پاسخش خیر هست. احتمالا ایشان اگر در هر کشور دیگری و با نظام دیگری هم میبود خودش راهش را پیدا میکرد. سوالی که من از شما دارم این است. سالیانه این همه جوانان ایرانی که بسیاری از آنها هم تحصیل کرده اند و مثلا از دانشگاه تهران یا جایی مشابه فارغ التحصیل شده اند و درخواست پناهندگی میکنند. آیا آنها را هم موجب سربلندی نظام میدانید یا خیر؟ 
پاسخ:
سالیانه این همه جوانان ایرانی درخواست پناهندگی می‌کنند؟!
می‌شود در پیام بعدی بگوئید "ناصر" چند سال دارد و چه‌کاره است؟ پذیرفتن گزاره‌های شاز از هر کسی منطقی نیست.
من نمی‌گویم هر کسی مثل او در ایران استعدادش شکوفا می‌شد ولی این‌که او در هر کشوری بود راه‌ش را پیدا می‌کرد هم از آن حرف‌هاست!
برای مثال میتوانید به آمار پناهندگان ایرانی در کشور آلمان در ویکی پدیا مراجعه کنید. همان طور که در آنجا ذکر شده حدود ۷۸ درصد این پناهندگان دارای تحصیلات دیپلم و یا دانشگاهی هستند. آقای بیرکار هم یکی از همین افراد بوده. حالا اگر شما تمام این افراد رو مایه سر بلندی نظام میدانید من حرفی ندارم! اما اگر صبر میکنید ببنید چه کسی فیلدز گرفت یا نوبل گرفت ...
و بعد با استفاده از تکنیک --حسن ظن-- ایشان را مایه ای برای سربلندی نظام معرفی کنید حرف دیگری ست.  من علاقه ای ندارم که بگویم چند سال دارم و چه کار میکنم چرا که موضوع بحث درباره شخص من نیست. 
پاسخ:
تحصیلات ۷۸ درصد پناهندگان ایرانی در آلمان دیپلم یا بالاتر است؟ خوب؟!
اولا این آمار چیزی راجع به تعداد پناهندگان نمی‌گوید. ثانیا مگر دیپلم به بالا، آن هم برای کسانی که احتمالا اکثرا ۲۰ سال به بالا هستند، چیز عجیبی است؟ احتمالا آن ۲۲ درصد دیگر، کودکان این پناهندگان هستند!
چیزی که من افتخار نظام می‌دانم تحصیل چنین جوانی در به‌ترین دانش‌گاه کشور و عضویت در تیم ریاضی برای اعزام به مسابقات بین‌المللی است. این نظر ربطی به حسن ظن ندارد، بلکه ناشی از حداقل انصاف است.
سلام
من هم خودم یک کرد هستم و خیلی برام جالبه که کسانی همش دارن میگن قوم کرد فلان هستن و بهمان هستن!میشه بفرمایند ما در چه وضعیتی زندگی میکنیم که مدعی کردها شدن حالا؟ این دوستان میتونن بگن چندبار به مناطق کردنشین رفتند و وضعیت رو دیدن و اونجا زندگی کردن؟ 
جالب اینجاست که احتمالا آدم هایی این نوشته رو خوندند که سروکاری با ریاضیات دارند و حداقل انتظار میره تحت تاثیر القائات رسانه ای بدون تحقیق قرار نگیرند.گم شدن فلان مقدار پول(که اینطور نبوده و بارها توضیحداده شد) و رعایت نشدن حقوق اقلیت ها و... روی چه حسابی زده میشه؟ اگه منظورتون جا زدن تروریست های داعش به جای فعال عرب و شهدای بحرین به عنوان جوان معترض اهوازی و...من مشکلی ندارم
 البته من نمیگم همه چیز خوبه و مشکلی وجود نداره ولی اینطوری سیاه نمایی داخل بر پایه هیچ منطقی استوار نیست و گهگاه هم دروغ بودنش معلوم میشه.
طبق معمول هم هر حرفی در ایران به مسائل سیاسی گره میخوره و طبق معمول هم برخی ادعا دشمن تراشی و مرگ بر فلانی گفتن و اینا رو مطرح میکنن!! بنده هم 25 ساله دارم زندگی میکنم احساس نمیکنم که کشور نابود شده و این دلیل بر چشم پوشیدن بر مشکلات آموزشی،زیست محیطی و هزار مشکل دیگه نیست. من سوالم اینه که این دنیایی که ازش حرف زده میشه و ادعا میشه با کجاش دشمن نیستیم، دقیقاکدوم دنیاست؟!!! این چه دنیاییه که وقتی یک (به اصطلاح)قدرتی چیزی رو در جهان نخواد بقیه رو هم با حربه تحریم و دلار وادار به انجامش میکنه؟!!این بیشتر شبیه برده و ارباب میمونه!
بعد برخی دوستان میان میگن با دنیا سر جنگ داریم!! چطور میشه که بدون منطق و دلیل یه ملت رو سال ها درگیر تحریم میکنن،هواپیمای مسافربری رو میزنن،دانشمندانش رو ترور میکنن،از متجاوز به کشور حمایت میکنن،قرآن مارو آتش میزنن،انواع توهین ها مثل محور شرارت،ملت تروریست،ژن فریبکار و... میزنن،از توافق بین المللی که همه جهان قبولش دارن به راحتی و بدون دلیل و غیرقانونی طبق همون پیمان بیرون میان و تهدید به جنگ میکنن و.... آیا یک بار برای این رفتار به قول شما دنیا اینطوری که اینجا موضع گرفتید،موضع گرفتید؟با توجه به این نکته که همین دنیایی که شما میگی،تنها جایی هست که از اون چیزی استفاده کرده که مارو با توهم خودش به اون متهم میکنه.
کسانی هستند و احتمالا هم شما اونها رو میشناسید که با وجود فراهم بودن اوضاع به خارج نرفتن و نیز کسانی که به ایران برگشتند تا بتونن تخصص خودشون رو تو ایران پیشرفت بدن و صدالبته کسانی هستند که برای اعتلای کشور در آینده خواهند بود.
سلام، روستای نی است. نیدر درست نیست
پاسخ:
سلام.
من این قسمت را مستقیما از ویکی‌پدیا نقل کرده‌ام. لطفا اگر مرجع معتبرتری دارید بفرمائید.
خوده ویکی پدیا نی نوشته، شما بد کپی کردید. 
پاسخ:
حق با شماست! احتمالا سیستم من که غلط‌های املایی را می‌گیرد این تغییر را انجام داده است. درست‌ش کردم.
اولا که آمار پناهندگان هم در همان لینکی که گفتم وجود دارد. مثلا از سال ۱۹۸۴ تا ۲۰۱۲ ۱۲۶ هزار ایرانی فقط در کشور آلمان درخواست پناهندگی داده اند. 

این طور که من متوجه میشوم شما اینکه ایشون در دانشگاه تهران پذیرفته شده و عضو تیم دانشگاه تهران در مسابقات بوده را موجب سربلندی نظام میدانید اما اینکه درخواست پناهندگی کرده را موجب سر شکستگی نظام نمیدانید که من کاملا مخالفم. 

در هر حال از اینکه کامنت های من را منتشر کردید و همین طور پاسخ دادید تشکر میکنم. 
پاسخ:
در طول ۳۰ سال ۱۲۶ هزار نفر، در یک کشور چند ده میلیونی، درخواست پناهندگی داده‌اند. خوب که چه؟!
بله، من موفقیت یک کودک روستایی با خانواده محروم را در رسیدن به چنین جای‌گاهی در کشور، نقطه قوت این نظام می‌دانم و این‌که این فرد یک سال صبر نکرده تا مثل افراد مشابه از دانش‌گاهی مناسب پذیرش بگیرد و در حالی که شرایط خوبی داشته و بی هیچ مشکل واقعی درس می‌خوانده، تعهد بازگشت‌ش را زیر پا گذاشته و به‌علاوه پناهنده سیاسی شده را اصلا و ابدا موجب سرشکستگی نظام نمی‌دانم. درست متوجه شدید.
به جای سیاسی کردن موضوع  افسانه سرایی و جمع زدن امار چهل سال  برای بزرگ کردن یک عدد بسیار کوچک(در برابر جمعیت کشور) به امار نهادهای تخصصی توجه کنید. اتحادیه بین المللی  ریاضیدانان در بررسی سطح ریاضی در کشور ها ایران را در گروه ده کشوری دوم قرار داده به این معنی که هر چند سطح ریاضیات در ایران از کشور هایی انگلیس و امریکا پایین تر است اما از بسیاری از کشورها از جمله کشور هایی که به لحاظ تاریخی  در ریاضیات بهتر مساوی ایران بوده اند همچون مصر و یونان بسیار بالاتر است .هر ادمی با اندکی منطق که تحولات جامعه ریاضی را مشاهده کند می فهمد که یک فرد مستعد و با پشتکار که در ایران بزرگ شده حداقل در زمینه ریاضی از افراد مشابه در بسیاری از کشورها شانس موفقیت بیشتری دارد
پاسخ:
البته توجه کنید که آن‌چه ایشان گفته هم آمار درخواست پناهندگی است و نه آمار تعداد پناهنده! ارزش آن چیزی در حد آمار قبلی است که ۷۸ درصد مدرک دیپلم یا بالاتر دارند!
۰۸ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۳۲ امیر محمد اخگری
سلام ببخشید سوالات آزمون پایان دوره المپیاد ریاضی رو از کجا میتونم پیدا کنم؟؟
پاسخ:
سلام.
این‌جا:
https://artofproblemsolving.com/community/c3322_iran_mo_3rd_round
۱۰ شهریور ۹۷ ، ۱۴:۳۸ امیر محمد اخگری
ممنون.
اقا یک مقدار زشته که تنها جایی که می شه سوالات مرحله سه ایران رو پیدا کرد یه سایت انگلیسیه به خصوص که افرادی که سوالا رو می زارن دانش اموزایین که لزوما انگلیسی بلد نیست الان مثلا سوالای نظریه ۲۰۱۴ رو ببینید چیزی که در مث لینکس نوشته شده اکثر سوالا یا کاملا غلطا یا بدیهی تقریبا مطمئنم که سوالای خود اون سال مشکلی نداشتن اگر همون جور که زحمت کشیدید سوالای مرحله دو رو جمع اوری کردید سوالای مرحله سه رم لااقل از همین امسال رو سایت کمیته بزارید خیلی خوبه
پاسخ:
سلام.
حق با شماست. البته سایت کمیته قبلا کمی کامل‌تر و فعال‌تر بود و به دلیل سهل‌انگاری مسئول آن یک بار از بین رفت! البته وقتی باش‌گاه حق‌الزحمه کسی را نداده، خیلی هم نمی‌شود از او توقع داشت.
الان هم برای بسیاری از کارها نیروی انسانی نداریم. شاید هر کدام را بگویم، بگوئید این‌که کاری ندارد ولی همه با هم خیلی کار دارد و من طبق سیاست کمیته در این شرایط باید فقط کارهای واجب‌تر را حفظ کنم.
سعی می‌کنم حرف شما را عملی کنم.
با سلام.
از این که این جسارت را دارید و این مطالب را  مینویسید تشکر میکنم.
 هروقت کسی موفقیتی بدست میاورد عده ای ممکن است ان را زیر سوال ببرند . این ها دو دسته اند :1-یا در پی روشن شدن امور هستند و یا2: انکه از سر حسادت و عقده ی حقارت سعی در تخریب ان دارند.
احتمالا تعداد اعضای گروه دوم بیشتر است  ولی موضوع ترسناکتر ان است که اکثریت کسانی که طرفدار موفقیت شخص مورد نظر هستند  با توهین های خوار کننده و خرد کننده  سعی دارند گروه اول را خفه کنند.  و معمولا  هم موفق میشوند . این سوال برایم پیش میاید:  ایا حقیقتا  این جایزه به دور از منفعت طلبی و محاسبه ی سود و زیان داده شده است؟  ایا فرضا اگر کار عمیقی انجام شده است لایق تر از ایشان وجود نداشته ؟ 
 به نظرم غرب  با تعلق  جانب دارانه چنین جوایزی میتواند اهداف زیر را دنبال کند:1- ببینید که هیچ کسی نمیتواند در ایران به جایی برسد پس همه ی هم و غم خود را صرف خارج رفتن کنید.2-به طور تلویحی تعصب نداشتن نسبت به مذهب و کشور را  القا کنند.3- ذهن جوانان را درگیر  کنند  و به ایت ترتیب جلوی پیشرفت  کشور را بگیرند.4- ببینید چه افرادی با سطح علمی  بالاتر از کوچر بودند که فقط به خاطر در ایران ماندن به هیچ جایگاه علمی نرسیدند.  و ....سخن در این مورد بسیار است ولی هیچ کسی در مورد ان حرفی نمیزند! خوشبینانه میتوان گفت این افراد متخصص هندسه جبری هستند  و میدانند که فریدون کار بینظیر و یکتایی کرده است.
و......  و.....
ممنون 

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی